Homa Sarshar
 
 Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

Articles - Year 1999                                     Works >> Publications


March 21, 1999
نوروزتان‌ پيروز و فرخنده‌ باد

نوروزتان‌ پيروز و فرخنده‌ باد. صميمانه‌ آرزو مي‌كنم‌ سالي‌ كه‌ در پيش‌ رو داريد بسا به‌ از سالياني‌ كه‌پشت‌ سر گذاشتيد باشد.

هر سال‌ كه‌ نو مي‌شود فرصتي‌ است‌ براي‌ نگرشي‌ به‌ خويش‌ و يك‌ ارزيابي‌ دوباره‌. اين‌ امكان‌، براي‌ ما كه‌ دور ازوطن‌ خود بسر مي‌بريم‌، دوبار در سال‌ روي‌ مي‌دهد: يك‌ بار بهنگام‌ تحويل‌ سال‌ نوي‌ غربي‌ و بار دوم‌ با فرا رسيدن ‌نوروز و بهاران‌. اين‌ هم‌ به‌ نوعي‌ قند مكرر حساب‌ مي‌شود مگر نه‌؟ ولي‌ ويژگي‌ نوروز در اين‌ است‌ كه‌ چون‌ با نو شدن‌ زمين‌ و آسمان‌ همراه‌ است‌، بيش‌ از هر زمان‌ ديگر انسان‌ را با طبيعت‌ و كرة‌ خاكي‌ نزديك‌ و همسان‌ مي‌كند.

در نوشته‌اي‌ مي‌خواندم‌ كه‌ انسان‌ در گذرگاه‌ زندگي‌ و با پشت‌ سر گذاشتن‌ هر دورة‌ عمرش‌ شباهت‌هايي‌ با بخشي‌ از كرة‌ زمين‌ و آب‌ و خاك‌ آن‌ پيدا مي‌كند. هر چند اين‌ تشابه‌ به‌ نظر طنزآلود مي‌رسد ولي‌ در آغاز سال‌ نو به‌ شنيدنش ‌مي‌ارزد:

- انسان‌ از زمان‌ تولد تا سيزده‌ سالگي‌ چون‌ آب‌ درياها و اقيانوسها رها و آزاد و پاك‌ و نيالوده‌ است‌.

- از سيزده‌ سالگي‌ تا هجده سالگي‌ مثل‌ آفريقا داغ‌، دست‌ نخورده‌ و كشف‌نشده‌ مي‌شود.

- از هجده سالگي‌ تا سی و پنج سالگي‌ چون‌ آسيا اسرارآميز، متغير و پر حرارت‌ است‌.

- بين‌ سنين‌ سی و پنج تا چهل و پنج سالگي‌ مثل‌ امريكا كشف‌ شده‌، گشاده‌ دست‌، پر جاذبه‌ و مملو از ذخاير پر ارزش‌ مي‌شود.

- بين‌ سنين‌ چهل و پنج تا شصت سالگي‌ چون‌ اروپا خسته‌ و بي‌رمق‌ است‌ ولي‌ هنوز نقاط‌ جذاب‌ و ديدني‌ دارد.

- و پس‌ از شصت سالگي‌ تبديل‌ به‌ استراليا مي‌شود. همه‌ از حضورش‌ آگاهند ولي‌ كسي‌ اهميتي‌ نمي‌دهد.

با اين‌ آرزو كه‌ در هر سني‌ هستيد و در هر حال‌ و هوايي‌ كه‌ بسر مي‌بريد، از همة‌ لحظات‌ زندگي‌ و گذران‌ شب‌ وروزها بيشترين‌ بهره‌ را بگيريد، در اين‌ آغازين‌ روزهاي‌ بهار و نوروز‌ ايامتان‌ را به‌ كام‌ و عمرتان‌ را پر دوام‌ مي‌خواهم‌.

March 14, 1999
يكي‌ دو روز ديگر از پگاه‌

يكي‌ دو روز ديگر از پگاه‌

چو چشم‌ باز مي‌كني‌

زمانه‌ پرنگار مي‌شود

نوروز امسال‌ هنگامي‌ كه‌ در مقابل‌ خوان‌ نوروزي‌ گسترده‌ به‌ غربت‌ مي‌نشينيم‌، اگر به‌ خود باشيم‌ بايد ياد عزيزان ‌دوردست‌ را به‌ خانه‌ها و دلهامان‌ پذيرا شويم‌، ياد پدران‌ و مادراني‌ كه‌ هر سال‌ در چنين‌ روزي‌ رخت‌ نو بر تنمان ‌مي‌كردند، ياد دوستان‌ و آشناياني‌ كه‌ هر سال‌ در چنين‌ روزي‌ با آنها پيمان‌ گذشته‌ را تجديد مي‌كرديم‌ ولي‌ اكنون‌ در كنارمان‌ نيستند، و ياد كشوري‌ كه‌ خاك‌ نجيبش‌، آداب‌ و رسوم‌ ديرپايش‌ و فرهنگ‌ باستاني‌اش‌ ما را سيراب‌مي‌كرد.

هر سال‌ همين‌ گونه‌ است‌: ايراني‌، هر كجا كه‌ باشد، همزمان‌ با نزديك‌ شدن‌ سال‌ نو و فرا رسيدن‌ بهار به‌ شيوه‌اي‌ ويژة ‌خود در خاطرات‌ شيرين‌ و تلخ‌ نوروزهايي‌ كه‌ پشت‌ سر گذاشته‌ است‌ غرق‌ مي‌شود.

باور دارم‌ كه‌ بر گوشة‌ دل‌ شما نيز چون‌ من‌، همزمان‌ با شادي‌ و سرور فرا رسيدن‌ نوروز، غم‌ شيريني‌ سايه‌ مي‌افكند: غم‌ دوري‌ از نوروزهاي‌ دوران‌ كودكي‌ و نوجواني‌ و ياد آن‌ زمانها كه‌ هر چه‌ مي‌گذرد و از آن‌ دورتر مي‌شويم ‌شيرين‌تر و دلچسب‌تر مي‌نمايد. باور دارم‌ كه‌ هر سال‌ اين‌ فكر ـ كه‌ بازش‌ نمي‌گوييم‌ ولي‌ در ته‌ دل‌ حسش‌ مي‌كنيم‌-در سر شما نيز زنده‌ مي‌شود كه‌ بزرگداشت‌ نوروز، اين‌ روز يادهاي‌ خوش‌ كودكي‌، فقط‌ در آن‌ زمان‌ و در آن‌ خاك‌بود كه‌ به‌ جان‌ مي‌چسبيد: فضايي‌ كه‌ در آن‌ بوسة‌ گرم‌ پدر بر گونه‌ها نه‌ يك‌ رويداد هر روزه‌ كه‌ اتفاقي‌ سالانه‌ بود، همانگونه‌ كه‌ مهرباني‌ مادر و بردباري‌اش‌ در سر خوان‌ نوروزي‌، برق‌ كفشهاي‌ ورني‌ سفتي‌ كه‌ براي‌ روز سيزده‌ تاولهاي‌ درشت‌ بر پشت‌ پا مي‌نشاند، سپيدي‌ جوراب‌ ساقه‌ كوتاه‌ و آستينهاي‌ پف‌دار پيراهن‌ عيد و بوي ‌اسكناسهاي‌ يك‌ توماني‌ نو. همة‌ اينها را مي‌بايست‌ چون‌ رويايي‌ شيرين‌ تا سال‌ بعد همراه‌ خود مي‌داشتيم‌ كه‌ جز سالي‌ يكبار بر ما رخ‌ نمي‌نمودند. شايد به‌ همين‌ دليل‌ گرانبها، پر ارزش‌ به‌ ياد ماندني‌ بودند. اين‌ حس‌ را سياوش‌كسرايي‌ چنين‌ به‌ شعر درآورده‌ است‌:

در اين‌ بهار، آه‌

چه‌ يادها، چه‌ حرفهاي‌ ناتمام‌

دلي‌ پر آرزو

چو شاخ‌ پر شكوفه‌ باردار مي‌شود.

نگار من‌

اميد نوبهار من‌

لبي‌ به‌ خنده‌ بازكن‌

ببين‌ چگونه‌ از گلي‌

خزان‌ باغ‌ ما بهار مي‌شود

March 7, 1999
امروز هوس‌ كردم‌ به‌ مناسبت‌ هشتم‌ مارچ‌ روز جهاني‌ زن‌ يك‌ بار و به‌ سرعت‌ برق‌ (يعني‌ در پنج‌ شش‌ دقيقه‌ وقتي‌ كه‌ دارم‌)تاريخ‌ را با هم‌ مرور كنيم‌

امروز هوس‌ كردم‌ به‌ مناسبت‌ هشتم‌ مارچ‌ روز جهاني‌ زن‌ يك‌ بار و به‌ سرعت‌ برق‌ (يعني‌ در پنج‌ شش‌ دقيقه‌ وقتي‌ كه‌ دارم‌)تاريخ‌ را با هم‌ مرور كنيم‌. اين‌ هم‌ براي‌ خود يك‌ چالش‌ است‌ ديگر:

-- در جوامع‌ قبيله‌اي‌ بدون‌ طبقة‌ ماقبل‌ تاريخ‌ يعني‌ دوران‌ مادرشاهي‌، زن‌ به‌ علت‌ آنكه‌ نگهبان‌ نسل‌ بشمار مي‌رفت‌ و از مردان‌ و بچه‌ها مراقبت‌ مي‌كرد اگر جنس‌ برتر به‌ حساب‌ نمي‌آمد حداقل‌ مساوي‌ مرد بود.

-- از زماني‌ كه‌ مالكيت‌ خصوصي‌ شروع‌ به‌ رشد كرد و طبقات‌ در جوامع‌ مختلف‌ پيدا شد و به‌ دنبال‌ آن‌ حفظ‌ منافع‌ طبقات‌ گوناگون‌ ارجحيت‌ يافت‌، از شكوه‌ و عظمت‌ قدرت‌ زن‌ نيز كاسته‌ شد و دوران‌ پيروزي‌ مردها آغاز گرديد.

-- كشف‌ مس‌، برنج‌ و آهن‌، ابزارسازي‌ و اسلحه‌سازي‌ و در پي‌ آن‌ وقوع‌ جنگهاي‌ قبيله‌اي‌ برتري‌ جنس‌ نر را به‌ دنبال ‌آورد و الگوي‌ قديمي‌ تقسيم‌ كار را دگرگون‌ ساخت‌. بدين‌ ترتيب‌ كارهاي‌ خانه‌ كه‌ بوسيله‌ زن‌ انجام‌ مي‌شد در رديف‌ پايين‌تر قرار گرفت‌ و در پي‌ آن‌ قدرت‌ اجتماعي‌ و اقتصادي‌ زن‌ رو به‌ زوال‌ رفت‌. از اين‌ زمان‌ عصر پدرشاهي‌ آغاز شد كه‌ به‌قول‌ انگلس‌: «بزرگ‌ترين‌ شكست‌ تاريخي‌ جنس‌ مادينه‌ بود!»

از آن‌ پس‌ زن‌ تبديل‌ به‌ ابزار كار و توليد مثل‌ گرديد كه‌ در ازاي‌ بهايم‌ و ابزار جنگي‌ از ابواب‌ جمعي‌ پدر به‌ ابواب‌ جمعي ‌همسر تحويل‌ داده‌ مي‌شد و سزايش‌ در قبال‌ عدم‌ وفاداري‌ به‌ مالكانش‌ مرگ‌ بود.

-- زن‌ در دوران‌ مختلف‌ برده‌داري‌، فئوداليسم‌، كاپيتاليسم‌ و ديگر روشهاي‌ حكومتي‌ از دو سو - يعني‌ در اجتماع‌ و در خانواده‌ - مورد ظلم‌ و ستم‌ و تعدي‌ قرار گرفت‌. درحاليكه‌ مردها روز بروز در به‌ دست‌ آوردن‌ حقوق‌ مدني‌ و اجتماعي ‌پيش‌ مي‌رفتند زن‌ بدون‌ تماس‌ با دنياي‌ خارج‌ در يك‌ بازنشستگي‌ مطلق‌ بسر مي‌برد.

-- در قرون‌ وسطي‌، زن‌ بخشي‌ از مايملك‌ مرد مي‌گردد و همسر و ولينعمتش‌ براي‌ او انتخاب‌ مي‌شود. قرون‌ وسطي‌ دورة ‌پيدايش‌ كمربند عفت‌ است‌ و عصري‌ كه‌ پسربچه‌هاي‌ هفت‌ ساله‌ ديگر تحت‌ سرپرستي‌ و نفوذ مادر نيستند و در صورت ‌فوت‌ پدر مي‌توانند ولي‌ و قيم‌ مادر گردند.

-- رنسانس‌ در شرايط‌ حقوقي‌ زن‌ تغييري‌ نمي‌دهد ولي‌ دگرگونيهايي‌ در آداب‌ و رسوم‌ به‌ وجود مي‌آورد. زنان‌ وارد زندگي‌ فرهنگي‌ مي‌شوند و پشتيبانان‌ فراواني‌ در ميان‌ گروه‌ روشنفكر پيدا مي‌كنند.

-- همزمان‌ با رشد روزافزون‌ و سريع‌ طبقة‌ بورژوا در قرون‌ هفده‌ و هيجده‌ زنان‌ در پي‌ سراب‌ جذابيت‌ و چشمگير شدن‌ و بنا به‌ خواستة‌ مردان‌، در سالن‌ها به‌ موجوداتي‌ سبكسر، سطحي‌، عاشق‌ پيشه‌، بيكار و عياش‌ مبدل‌ مي‌شوند.

-- كاپيتاليسم‌ قرن‌ نوزدهم‌ بر اساس‌ و پاية‌ خانواده‌ رشد مي‌يابد و نتيجه‌ چنين‌ مي‌شود كه پدر نان‌آور است‌ و مختار، مادر عامل‌ همبستگي‌ است‌، پسر ارث‌ مي‌برد و جانشين‌ مي‌شود و دختر اطاعت‌ مي‌كند.

-- انقلاب‌ صنعتي‌ قرن‌ نوزده‌ گروهي‌ فزاينده‌ از زنان‌ را وارد بازار توليد مي‌كند. در عين‌ حال‌ اختراع‌ ماشين‌هاي‌ صنعتي‌ از اهميت‌ كارهاي‌ دستي‌ كه‌ قلمرو ويژة‌ زنان‌ بود مي‌كاهد و بهاي‌ كار زن‌ به‌ ناگهان‌ افت‌ مي‌كند.

-- اولين‌ جنبش‌ تشكل‌ زنان‌ در اوايل‌ قرن‌ نوزدهم‌ آغاز مي‌شود. با انتشار اعلامية‌ حقوق‌ بشر (كه‌ در واقع‌ اعلامية‌ حقوق‌ مرد است‌) المپ‌ دوگوژ Olymp De Gouge يكي‌ از بنيان‌گذاران‌ جنبش‌‌هاي‌ آزادي‌ زنان‌ اعلامية‌ حقوق‌ زن‌ را انتشار مي‌دهد و مي‌نويسد: «زن‌ آزاد به‌ دنيا مي‌آيد و در كليه‌ حقوق‌ با مرد مساوي‌ است‌.» ولي‌ گروه‌ رهبران‌ اولين ‌سازمان‌هاي‌ زنان‌ در فرانسه‌ به‌ زير گيوتين‌ مي‌روند.

-- در سال‌ ۱۸۴۳ ، زني‌ به‌ نام‌ فلورا تريستان‌ Flora Tristan مصمم‌ مي‌شود به‌ فرياد زنان‌ برسد و در اين‌ راه‌ نيروي‌ كارگران‌ را برمي‌گزيند. در اتحادية‌ كارگران‌ فلورا تريستان‌ جملة‌ معروف‌ خود را بيان‌ مي‌كند كه‌ «تنها در صورت‌ تساوي‌ زن‌ و مرد اتحاد انساني‌ به ‌‌وجود خواهد آمد.» فلورا در سي‌ سالگي‌ مي‌ميرد و پاسخي‌ براي‌ ندايش‌ نمي‌يابد.

-- سال‌هاي‌ جنگ‌ جهاني‌ اول‌ فرصت‌ مناسبي‌ براي‌ شركت‌ زنان‌ در فعاليت‌هاي‌ اقتصادي‌ و اجتماعي‌ است‌. زنان‌ جاي‌ همسرخود را در كارخانه‌ها، دفاتر و محل‌هاي‌ كار مي‌گيرند و بار سنگين‌ مسئوليت‌ نان‌آوري‌ به‌ ناچار به‌ آنها سپرده‌ مي‌شود.

-- جنبش‌هاي‌ نيمه‌ اول‌ قرن‌ بيستم‌ زنان‌ حركتي‌ است‌ در جهت‌ جبران‌ گذشته‌، پيوستن‌ به‌ سطوح‌ متشكل‌ مردان‌، دستيابي‌ به‌ تساوي‌ حقوق‌ و راه‌ يافتن‌ به‌ سرزميني‌ كه‌ قرن‌ها ورود به‌ آن‌ برايشان‌ منع‌ شده‌ بود.

-- در بيست و هفتم فوريه‌ ۱۹۰۹ بيست‌ و پنج‌ هزار زن‌ كارگر كارخانه‌هاي‌ بافندگي‌ در منطقة‌ جنوب‌ شرقي‌ نيويورك‌ در مخالفت‌ با وضع‌ زنان‌ كارگر دست‌ به‌ تظاهرات‌ عظيمي‌ زدند. يكسال‌ بعد و به‌ دنبال‌ اين‌ جنبش‌ كلارا زتكين‌ رهبر جنبش‌ زنان‌ آلمان ‌در كنفرانس‌ بين‌المللي‌ زنان‌ سوسياليست‌، روز هشت‌ مارچ‌ را به ‌عنوان‌ روز بين‌المللي‌ زن‌ پيشنهاد كرد و مورد تصويب‌ قرارگرفت‌.

-- از سال‌ ۱۹۶۷ به‌ بعد جنبش‌ها و تشكل‌هاي‌ گوناگون‌ آزادي‌ زنان‌ با ابعاد گسترده‌تري‌ در اغلب‌ كشورهاي‌ جهان‌ نضج ‌مي‌گيرد. دامنة‌ فعاليت‌هاي‌ گروه‌هاي‌ هواخواه‌ اين‌ جنبش‌ها روز به‌ روز وسيع‌تر مي‌گردد بطوريكه‌ امروزه‌ كمتر كسي‌ است‌ كه‌به‌ نوعي‌ با اين‌ گونه‌ فعاليت‌ها آشنايي‌ نداشته‌ باشد. ولي‌ زنان‌ هنوز، حتي‌ در پيشرفته‌ترين‌ كشورها، به‌ هدف‌ و آرمان‌ واقعي‌خود دست‌ نيافته‌اند. بزرگداشت‌ و برگزاري‌ روز جهاني‌ زن‌ در روز هشتم‌ ماه‌ مارچ‌ جلوه‌اي‌ از اين‌ كوشش‌ها براي‌ آگاه ‌كردن‌ ديگران‌ است‌ و اين‌ كه‌: «زنان‌ هنوز راه‌ درازي‌ در پيش‌ دارند!»



2008
2007
2006
2005
2004
2003
2002
2001
2000
   1999
 
  December
  November
  October
  September
  July
   March
  February
  January
1998
1997
يادواره‌ها
Archive: English
Publications

Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

   Copyright © 2005 HomaSarshar.com . All Rights Reserved.




Designed & maintained by

Web Design & Development Solutions