Homa Sarshar
 
 Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

Articles - Year 2003                                     Works >> Publications


February 23, 2003
روز سی و يک ماه‌ ژانويه‌ امسال‌ آخرين‌ كتاب‌ نورمن‌ ميلر Norman Mailer نويسندة‌ مشهور امريكايي‌ در هشتادمين‌ سالروز تولدش‌ به‌ بازار آمد

روز سی و يک ماه‌ ژانويه‌ امسال‌ آخرين‌ كتاب‌ نورمن‌ ميلر Norman Mailer نويسندة‌ مشهور امريكايي‌ در هشتادمين‌ سالروز تولدش‌ به‌ بازار آمد. نام‌ كتاب‌ «هنر ترسناك‌» است‌ و ميلر در آن‌ از نويسندگي‌، پير شدن‌، تناسخ‌ روح‌، روابط‌ عاشقانة ‌رئيس‌جمهورها و حل‌ كردن‌ جدول‌ كلمات‌ متقاطع‌ حرف‌ مي‌زند.

از سال‌ ۱۹۴۸ كه‌ نخستين‌ رمان‌ ميلر به ‌نام‌ «عريان‌ و مرده‌» (The Naked & The Dead) منتشر شد، اين‌ نويسندة‌ جنجال‌برانگيز سی و يک كتاب‌ ديگر درآورده‌، دوبار برندة‌ جايزة‌ ادبي‌ پوليتزر شده‌، چهار فيلم‌ كارگرداني‌ كرده‌، ده‌ سناريو براي‌ فيلم‌ نوشته، چهار بار ازدواج‌ كرده‌ است‌ و ده‌ فرزند دارد. نورمن‌ ميلر يك‌ بار هم‌ به‌خاطر چاقوكشي‌ به‌ همسر دومش‌دستگير شده‌‌، دوبار خود را براي‌ پست‌ شهرداري‌ نيويورك‌ نامزد كرده‌ و از بنيان‌گذاران‌ روزنامة‌ «صداي‌دهكده‌» (The Village Voice) نيويورك‌ است‌. اين روزها در هشتادمين‌ دهة‌ زندگي‌اش‌ از درد آرتروز زانوهايش‌ رنج ‌مي‌برد و با كمك‌ دو عصا راه‌ مي‌رود و در شهر ساحلي‌ پروانس‌تاون )(Province Town ماساچوستز زندگي‌ مي‌كند. مجلة‌ نيوزويك‌ به‌مناسبت‌ تولد هشتاد سالگي‌ ميلر گفتگويي‌ با او ‌ترتيب‌ داد كه‌ چند بخش‌ از گفته‌هايش برايتان‌ دست‌چين‌ كرده‌ام‌. ميلر در پاسخ‌ خبرنگار نيوزويك‌ كه‌ از كتاب‌ آينده‌ او مي‌پرسد مي‌گويد: «دربارة‌ موضوع‌ و عنوان‌ آن‌ هيچ‌ حرفي‌ نمي‌زنم‌ ولي‌ مي‌دانم‌ كه‌ اين‌ آخرين‌ كتاب‌ من‌ خواهد بود و تا پايان‌ عمرم‌ بايد روي‌ آن‌ كار كنم‌.» دربارة‌ علت‌ وقوع‌ جنگ‌ احتمالي‌ با عراق‌، نورمن‌ ميلر نظرية‌ جالبي‌ دارد و بر اين‌ باور است‌ كه‌ «رهبران‌ سياسي‌ امروز ما فكر مي‌كنند اگر كشور خيلي‌ نظامي‌ شود آنها قادر خواهند بود جلوي‌ بسياري‌ از آزادي‌ها و فراواني‌ها را مثل‌ آزادي‌ زنان‌، آزادي‌ عشق‌ ورزيدن‌ و آزادي‌هاي‌ ديگري‌ از اين‌ دست‌ را بگيرند. هر قدر خطر بي‌ثباتي‌ بيشتر شود، رهبران‌ سياسي‌ بيشتر ميل‌ به‌ ايجاد جامعه‌اي‌ جديد را حس‌ خواهند كرد، زمانة‌ جالبي‌ است‌!» در بخش‌ ديگري‌ از اين‌گفتگو، نورمن‌ ميلر مي‌گويد: «ما نويسندگان‌ مثل‌ مرواريد هستيم‌، بايد تكه‌ شني‌ آزارمان‌ دهد تا در اطرافش‌ مرواريد بسازيم‌!» و در پاسخ‌ به‌ اين‌ پرسش‌ كه‌ رسيدن‌ به‌ هشتاد سالگي‌ برايش‌ چه‌ مفهومي‌ دارد مي‌گويد: «كليد اصلي‌ و رمز بزرگ‌ پيري‌ در اين‌ است‌ كه‌ شما فرا بگيريد چگونه‌ وجودتان‌ را از ترحم‌ به‌ خويشتن‌ رها سازيد.»

نورمن‌ ميلر حتي‌ از يكي‌ از مشكلات‌ پيري‌ يعنی كمی حافظه‌ با نگاهي‌ مثبت‌ سخن‌ مي‌گويد و بر اين‌ باور است‌ كه‌ چون‌ هرروز يادش‌ مي‌رود‌ روز قبل‌ چه‌ نوشته‌ است‌ مجبور به‌ بازخواني‌ آنها مي‌شود و اين‌ فرصتي‌ است‌ تا ويراستاري‌ اين‌ تازه‌ترين‌ كارش‌ به‌ شكل‌ بهتري‌ انجام‌ پذيرد. علت‌ اينكه‌ آخرين‌ كتاب‌ نورمن‌ ميلر از سوي‌ جامعة‌ ادبي‌ امريكا با استقبال ‌فراوان‌ روبرو شده‌، نگاه‌ انتقادآميز نويسنده‌ به‌ كم‌كاري‌ نويسندگان‌ امريكايي‌ و علل‌ آن‌ است كه‌ به‌ باور او دليلش‌ به‌خود مشغول‌ بودن آنها و دور ماندن‌ از جرياناتي‌ است‌ كه‌ در اطرافشان‌ روي‌ مي‌دهد.

February 9, 2003
فضا و كائنات‌ و كهكشان‌ها هميشه‌ براي‌ ما انسان‌هاي‌ دوپا كششي‌ پايان‌ نيافتني‌ دارد

فضا و كائنات‌ و كهكشان‌ها هميشه‌ براي‌ ما انسان‌هاي‌ دوپا كششي‌ پايان‌ نيافتني‌ دارد. از هنرمندان‌ و شعرا و نويسندگانمان‌ گرفته‌ تا دانشمندان‌ همه‌ و همه‌ چشم‌ بر آن‌ بالا دارند و هر كسي‌ در آن‌ دورها به‌ دنبال‌ گمشده‌ خويش‌ است‌. فضا سياستمداران‌ را هم‌ راحت‌ نمي‌گذارد. رؤياي‌ دستيابي‌ به‌ فضا و حكومت‌ بر آن‌ از آن‌ رؤياهاي‌ قديمي‌ است‌ كه‌ حاكمان‌ كشورهاي‌ ابرقدرت‌ در زمان‌هاي‌ گوناگون‌ به‌ شيوه‌هاي‌ مختلف‌ براي‌ رسيدن‌ به‌ آن‌ مسابقة‌ پرخرجي‌ را دنبال‌ كرده‌اند.

فراز و فرودهاي‌ پژوهش‌هاي‌ فضايي‌، ما تماشاگران‌ مجذوب‌ را هم‌ با خود بالا و پايين‌ مي‌برد، با موفقيت‌هايشان‌ شاد مي‌شويم‌ و از شكست‌هايشان‌ اندوهگين‌. براي‌ بسياري‌ از ما، فضانوردان‌ حكم‌ ستارگان‌ تيم‌هاي‌ ورزشي‌ را پيدا كرده‌اند يا دستکم اينگونه‌ آنها را به‌ ما مي‌نمايانند. با فضانوردان‌ همانگونه‌ احساس‌ نزديكي‌ مي‌كنيم‌ كه‌ با قهرمانان‌ ورزشي‌. آنها را ابرانسان‌هايي‌ مي‌انگاريم‌ در حال‌ انجام‌ كارهاي‌ خارق‌العاده‌ كه‌ از توان‌ بشر عادي‌ خارج‌ است‌ و در نتيجه‌ به‌گونه‌اي ‌آنها را نمادي‌ از قدرت‌ و توانايي‌ مي‌دانيم‌. حال‌ در حسرت‌ نداشتن‌ آن‌ توانايي‌ است‌ يا از هيجان‌ دستيابي‌ به‌ ناشناخته‌ها و ندانسته‌ها نمي‌دانم‌ ولي‌ هر بار كه‌ فضاپيمايي‌ گروهي‌ از فضانوردان‌ را با خود به‌ آن‌ دوردست‌ها مي‌برد تا زماني‌ كه‌ برگردد، اغلب‌ ما با نگراني‌ دست‌ به‌گريبان‌ هستيم‌ كه‌ اين‌ بار چه‌ بر سرشان‌ خواهد آمد. حوادثي‌ كه‌ بر فضانوردان‌ رفته‌ و در اين‌ سال‌ها تعدادشان‌ هم‌ اندك‌ نبوده‌، اين‌ حرفه‌ را نيز يكي‌ از مشاغل‌ پر خطر جهان‌ كرده‌ است‌. از سقوط‌ و انفجار شاتل‌ كلمبيا بيش‌ از يك‌ هفته‌ مي‌گذرد، ولي‌ من‌ هنوز در حيرت‌ اين‌ واقعة‌ اندوهبار مانده‌ام‌ و راهي‌ براي‌ توجيه‌ آنچه‌ مي‌بينم‌‌ نمي‌يابم‌. گاه‌ دچار يأس‌ فلسفي‌ مي‌شوم‌ كه‌ اصلاً چه‌ لزومي‌ دارد اين‌ همه‌ هزينه‌ شود تا چند تني‌ به‌ فضا بروند و كشفياتي‌ بكنند، در حالي‌ كه‌ روي‌ اين‌ زمين‌ خاكي‌ هنوز براي‌ بسياري‌ از مشكلات‌ و مسائل‌ ابتدايي‌ و اولية‌ انسان‌ها راه‌حلي‌ يافت‌ نشده‌ است‌. بعد به‌ خود نهيب‌ مي‌زنم‌ كه‌ بسياري‌ از اين‌ سفرهاي‌ فضايي‌ و آزمايش‌هايي‌ كه‌ طي‌ آنها انجام‌ شده باعث‌ پيشرفت‌هاي‌ فراوان‌ انسان‌ها در رشته‌هاي‌ علمي‌ و پزشكي‌ شده‌ است‌. بعد از خود مي‌پرسم‌ به‌ چه‌ قيمتي‌؟ به‌ قيمت‌ جان‌ زنان‌ و مرداني‌ كه‌ سال‌هاي‌ زيادي‌ از عمر خود را صرف‌ آمادگي‌ و آگاهي‌ و آموزش‌ كردند و هر يك‌ از آنها براي‌ جامعة‌ علمي‌ جهاني‌ بسيار ارزشمند هستند؟ از نو خود را دلداري‌ مي‌دهم‌ كه‌ در هر حال‌ برای پيشرفت‌ در هر زمينه‌اي ‌قهرمانان‌ و پيشگاماني‌ بايد وجود داشته‌ باشند كه‌ در راه‌ رسيدن‌ به‌ هدفشان‌ از جان‌ خويش‌ بگذرند. هر چند اين‌ استدلال‌ به‌ نظرم‌ خيلي‌ آرماني‌ مي‌رسد ولي‌ چاره‌اي‌ جز پذيرش‌ آن‌ نمي‌بينم‌ واز نو خود را براي‌ اينكه‌ شاهد يك‌ ماجراي ‌افتخارآفرين‌ يا فاجعه‌آفرين‌ فضايي‌ (در آينده‌اي‌ نزديك‌ يا دور) باشم‌ آماده‌ مي‌كنم‌. هر چند مرگ‌ زودرس‌ به‌ سراغ‌ اين‌ شجاعان‌ دنياهاي‌ دوردست‌ مي‌آيد ولي‌ زندگيشان‌ بي‌نتيجه‌ نبوده‌‌ و جانشان‌ بيهوده‌ هدر نرفته‌ است‌. آنها در ادامة‌ كوشش‌ها و پژوهش‌هاي‌ خود در همان‌ فضاهاي‌ لايتناهي‌ زندگي‌ مي‌كنند و ما را در اين‌ زمين‌ خاكي‌ با انبوهي‌ از اين‌پرسش‌هاي‌ گيج‌كننده‌ باقي‌ مي‌گذارند.

February 2, 2003
اين‌ روزها يكي‌ از ضرب‌المثل‌هاي‌ قديمي‌ خودمان‌ كه‌ مي‌گويد: «سياست‌ پدر و مادر نداره

اين‌ روزها يكي‌ از ضرب‌المثل‌هاي‌ قديمي‌ خودمان‌ كه‌ مي‌گويد: «سياست‌ پدر و مادر نداره!» بيش‌ از هر كلمة‌ قصار ديگري ‌فكر مرا به‌خود مشغول‌ كرده‌ است‌. نه‌ تنها رويدادهايي‌ كه‌ در ايران‌ مي‌گذرد كه‌ آنچه‌ در امريكا و اروپا و منطقة‌ خاورميانه ‌و كشورهاي‌ عربي‌ هم‌ مي‌بينيم‌ خيلي‌ مرا بر اين‌ باور محكم‌ مي‌كند كه‌ با بهره‌گيري‌ و تكيه‌ بر آنچه‌ سياست‌ مي‌خوانيم‌ چگونه‌ مي‌توان‌ از امروز به‌ فردا تغيير موضع‌ داد و گاه‌ درست‌ در جهت‌ مخالف‌ آنچه‌ مي‌گفتيم‌ و بر آن‌ پا مي‌فشرديم‌ عمل ‌كرد. يك‌ نمونة‌ كوچك‌ بهره‌برداري‌هاي‌ سياسي‌ از رويدادها قضيه‌ رفع‌ حصر (بازداشت‌ خانگي‌) از آيت‌الله منتظري‌ است‌ كه‌ آنچنان‌ از سوي‌ برخي‌ از روزنامه‌نگاران‌ و زنان‌ و مردان‌ سياسي‌ مورد بهره‌برداري‌ قرار گرفته‌ است‌ كه ‌گويي‌ ايشان‌ از همان‌ جنم‌ ساير روحانيان‌ كه‌ انقلاب‌ را در ايران‌ بر پا كردند نيستند، ايشان‌ به‌ برقراري‌ جمهوري‌اسلامي‌ در ايران‌ باور نداشتند و ايشان‌ از ياران‌ حضرت‌ امام‌ نبودند. حالا گيرم‌ كه‌ يك‌ روزي‌ ناگهان‌ متوجه‌ شده‌اند كه‌ برخي‌ از زعماي‌ قوم‌ دارند زياده‌روي‌ مي‌كنند و ايشان‌ عصباني‌ شده‌اند و آنها را مورد عتاب‌ و خطاب‌ قرار داده‌اند. به‌ باور من‌ كه ‌ايشان‌ هم‌ به‌ تعبيری‌ و يا به‌ گونه‌اي‌ مثل‌ آقاي‌ خاتمي‌ هستند ولي‌ با منشي‌ ديگر. اين‌ دوستان‌ لُس‌آنجلس‌ نشين‌ و اروپا وامريكانشين،‌ كه‌ رفع‌ حصر از ايشان‌ سر شعف‌ و ذوقشان‌ آورده‌ و گمان‌ دارند مي‌توانند حضرت‌ منتظري‌ را چوب‌ كنند و به‌كف‌ پاي‌ حضرت‌ خامنه‌اي‌ بزنند، يادشان‌ رفته‌ كه‌ با حضرت‌ خاتمي‌ هم‌ همين‌ معامله‌ را كردند و گمان‌ بردند كه‌ مي‌توان ‌دخيل‌ به‌ عمامه‌ و عباي‌ آخوند بست‌. من‌ همانگونه‌ كه‌ گفتم‌، خيلي‌ به‌ ياد «بي‌ پدر و مادر بودن‌ سياست‌» مي‌افتم‌ ولي‌ ديگر به ‌اين‌ وضوح‌؟ ازشما مي‌پرسم‌: «آيا آقاي‌ آيت‌الله العظمي‌ منتظري‌ مخالف‌ دخالت‌ مذهب‌ و مذهبيون‌ در دولت‌ و حكومت‌ هستند؟ ايشان‌ مخالف‌ برچيده‌ شدن‌ بساط‌ جمهوري‌ اسلامي‌ هستند؟ مسلم‌ است‌ كه‌ خير! ايشان‌ تنها به‌دنبال‌ زيباسازي‌ و وجيه‌المله‌ كردن‌ چهرة‌ روحانيت‌ هستند. اما‌ اين‌ چهره‌ تنها هنگامي‌ وجاهت‌ مي‌يابد كه‌ به‌ مساجد، كنيساها و كليساها برگردد و كاري‌ به‌ كار كشورداري‌ نداشته‌ باشد. در اين‌ صورت‌ اصلاً رويدادي‌ به ‌نام‌ حصر خانگي‌ هم‌ بي‌ معنا مي‌شود و اين‌ آخوند آخوند ديگر را براي‌ ماندن‌ بر سر قدرت‌ به‌ حبس‌ نخواهد انداخت‌.

مي‌دانم‌، نمايش‌ آيت‌الله منتظري‌ هم‌ مدتي‌ سر ما و ديگران‌ را گرم‌ خواهد كرد تا ماري‌ ديگر از آستين‌ سياست‌بازان‌ آن‌ سوي‌ آبها بيرون‌ كشيده‌ شود و ما ساده‌لوحان‌ تماشاگر را به‌ كف‌ زدن‌ وادارد و يادمان‌ باشد كه‌ گفته‌اند تا ساده‌لوح‌ وجود دارد، كاسب‌ بيكار نمي‌ماند.



2008
2007
2006
2005
2004
   2003
 
  December
  November
  October
  August
  July
  June
  May
  April
  March
   February
  January
2002
2001
2000
1999
1998
1997
يادواره‌ها
Archive: English
Publications

Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

   Copyright © 2005 HomaSarshar.com . All Rights Reserved.




Designed & maintained by

Web Design & Development Solutions