Homa Sarshar
 
 Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

Articles - Year 2003                                     Works >> Publications


July 28, 2003
در تاريخ معاصر ايران ماه مرداد يکی از ماه‌های پر حادثه و مملو از روزهای ماندگار است

در تاريخ معاصر ايران ماه مرداد يکی از ماه‌های پر حادثه و مملو از روزهای ماندگار است. از سالگرد انقلاب مشروطه گرفته تا سالگرد کودتای بيست و هشت مرداد و سالروز مرگ دو پادشاه سلسلة پهلوی و بسياران روزهای ديگر. اما آنچه برای من در مرداد ماه امسال رنگ و معنای ويژه‌ای دارد روز هفدهم ماه است که از سوی روزنامه‌نگاران ايرانی، همکاران قلم به دست من و هموطنان رنج ديدة همة ما در ايران، به دليل روز جهانی روزنامه‌نگاری برای يک اعتراض سراسری انتخاب شده است. روزنامه‌نگاران ايرانی - به‌دنبال قتل فجيع و غير قابل توجيه دکتر زهرا کاظمی فتو ژورناليست کانادايي ايرانی‌تبار به دست سردمداران رژيم جمهوری اسلامی - اعلام کرده اند که در اين روز قلم‌ها را زمين خواهند گذاشت و نخواهند نوشت. اين حرکت اعتراض‌آميز - بي هيچ شک و ترديدی - بايد از سوی ما قلم به دستان خارج از کشور نيز حمايت و تقويت شود که اين کمترين کاريست که می‌توانيم کرد. ياران ما در ايران امروز براستي از هيچ نوع آزادی برخوردار نيستند. بقول ظريفی «اهالي قلم در ايران از آزادی بيان برخوردارند ولی از آزادی پس از بيان چه عرض کنم!» و يا به گفتة يکی از آخوندها: «آنها آزادند حرف بزنند ما هم آزاديم مجازاتشان کنيم. مگر آزادی چيزی غير از اين است؟»

در عين حال بيست و نه ژوئيه زادروز الكسي دو توكويل Alexis de Tocqueville سياستمدار ليبرال و نويسنده فرانسوي نيز هست. توكويل عميقاً هوادار آزادي فرد بود و نگران اين كه «اكثريت» به استبداد و ستمگري و زورگويي بپردازند. اگر يادتان نرفته باشد، جناب خاتمی روزهايي که در پي به‌ دست آوردن دل مردم ايران و به‌ويژه جوانان بود، بارها از توکويل و نوشته‌ها و باورهايش ياد کرد و بسياری را واداشت تا به سراغ کتاب‌های اين نويسنده و تحليل‌گر بروند و با انديشة وی آشنا شوند. گمانم حالا وقت آن رسيده است که خود ايشان و اصحابشان، امامان جمعه و اهالی قضاوت و سياست جمهوری اسلامی به سراغ اين کتاب بروند که نوبت آنهاست.

ما مردم از دير زمان با خواجه نظام‌الملك طوسي هم آشنا بوديم و سياستنامة وي را خوانده بوديم، همان کتابی که عمدتا خطاب به سران كشورها نوشته و هر مقالة آن را به يك اندرز اداري (سياسي) اختصاص داده است از جمله لزوم دادن وقت ملاقات از جانب يك مدير ارشد به متقاضيان، بدون تبعيض و واسطه و شنيدن درد دل آنان، يا اخطار در انتخاب معاشران و نزديكان (نديمان) كه از اين پست و مقام خود سوء استفاده نكنند و گستاخ نشوند و اجحاف نکنند، يا خبر داشتن از مشكلات و نظرات مردم يا استفادة بهينه از مهارت «تجربه آموختگان» و از دست ندادن آنان كه ثروت ملي کشور هستند و بسياری توصيه‌های ديگر که در زمان و دورة خود نصايحی انقلابی بودند. ما مردم باب نخست گلستان سعدی در سيرت پادشاهان را هم خوانده بوديم. ولی آيا پادشاهان هم چون ملت نجيب خود آن کتاب‌ها را خوانده بودند؟

پس پر بيراه نيست اگر در روز هفده مرداد در اعتراض به اين بی‌اعتنايي و اين ستم‌های تاريخی که بر انديشه‌ورزان و نظريات آنان مي‌رود قلم بر زمين بگذاريم بلکه صدای فريادمان به جايي برسد.


July 20, 2003
در يکي از شماره‌هاي اخير روزنامة وال‌استريت جورنال مقاله‌اي خواندم با عنوان «جهان کوچک ما» که در آن به نکات جالبي اشاره شده بود

در يکي از شماره‌هاي اخير روزنامة وال‌استريت جورنال مقاله‌اي خواندم با عنوان «جهان کوچک ما» که در آن به نکات جالبي اشاره شده بود.

خلاصة مقاله اين بود که حدود سه سال پيش کمپاني معتبر متل Mattel که يکی از بزرگترين کارخانجات اسباب‌بازی سازی جهان و سازندة عروسک‌های مشهور باربی بشمار می‌رود دست به يک پژوهش تازه زد تا از خواسته‌های مصرف‌کنندگانش در سراسر جهان بيشتر و بهتر آگاه شود و با شيوة بازاريابي درستي اين ميدان را تسخير کند.

سالهاست عروسک‌هاي باربي با شکل و شمايل دخترک‌هاي ژاپني يعني موي مشکي و چشمان بادامي و لباس کيمونو در ژاپن بفروش مي‌رسد و کمپانی متل می‌خواست بداند آيا بکارگيری روش ژاپن در ساير نقاط دنيا نيز همين نتيجه را خواهد داد يا نه.

نتيجة اين پژوهش بسيار جالب بود چون معلوم شد عروسک‌های باربي با شکل و شمايل غربي (يعنی موی طلايي و چشمان آبي) همان اندازه در ميان کودکان هنک‌کنگي طرفدار دارد که در ايالات متحده. کسانی که اين پژوهش را مورد بررسي و تحليل قرار دادند به اين نتيجه جالب رسيدند که دختر بچه‌ها اهميت نمی‌دهند که عروسکشان شبيه خودشان نباشد و در عين حال گونه‌های ديگر موجودات را به‌راحتي مي‌پذيرند.

پيژتر بروگرBroegger  مدير پخش حوزة آسيايي شرکت متل در گفتگويي با خبرنگار وال‌استريت جورنال گفته بود: «بازار مصرف سرگرمي‌های کودکان - اسباب بازی و فيلم و ويدئو و کتاب - رقمی در حدود پنجاه و پنج ميليارد دلار در سال است. هر چند نياز بچه‌های جهان به لوازم آموزشي و سرگرمي در نقاط مختلف با هم فرق می‌کند ولی به دو دليل مشخص خواسته‌های اين کودکان به يکسانی قابل‌توجهی رسيده است. نخست: گسترش بسيار سريع و جهانی تکنولوژی ارتباطات - مثل کيبل، ماهواره و اينترنت - که ميليون‌ها کودک را در سراسر جهان به هم مرتبط کرده است. به‌عنوان نمونه شبکة جهانی ديسنی با استفاده از کيبل و ماهواره و بيست و چهار کانال تلويزيوني خود در شصت و هفت کشور برای بچه‌های جهان برنامه پخش می‌کند.

دوم: کمپانی های توزيع بزرگ امريکايي و اروپايی و آسيايي مثل وال مارت و تويز آر آس نيز که به‌صورت زنجيره‌ای در سراسر جهان شعباتی باز کرده‌اند به اين امر ياری می‌رسانند. تنها اين دو کمپاني امريکايي در سراسر جهان دو هزار و سيصد شعبه دارند که هر روز نيز بر اين تعداد افزوده می شود.»

خريد از روی اينترنت نيز که يکی از سرگرمي‌های بزرگ بچه‌هاست بجای خود به اين امر کمک مي‌کند و سامانه‌های کمپانی‌های اسباب‌بازی فروشی را به پرمراجعه‌ترين سامانه‌ها يا وبسايدها تبديل کرده است.

فيلم هری پاتر که بر اساس داستان‌های خانم جی کی رولينگ نويسندة انگليسی تهيه گرديد و بطور همزمان در دو هزار و هفتصد سينمای امريکا و صد سينمای نشان داده شد، در سال ۲۰۰۱ بيشترين تماشاگر را در جهان داشت.

کمپانی متل پيش‌بينی مي‌کند با بکارگيری نتايج اين پژوهش در سال ۲۰۰۳ هشتاد در صد فروش خود را به بازارهای جهانی عرضه خواهد کرد. نکتة جالب توجه در اين پژوهش اينکه کودکان جهان امروز ‌دور از مرزهای جغرافيايي، قهرمانان مشترکي دارند، وابستگيشان به جامعة بزرگ جهاني از آنها موجودات سالمتری می‌سازد، بينشی جهانی دارند و جهانی رشد می‌کنند، ولي در جوامعي که مذهب بر آنها حکومت می‌راند از رشد چنين کودکانی جلوگيری می‌شود.  اين هم از عواقب نامبارک حضور مذهب در صحنة سياست و اقتصاد جهان.

July 13, 2003
بامداد روز پنج‌شنبه دهم جولاي، هنگاميکه قهوه به دست سراغ کمپيوتر خود رفتم تا نامه‌هاي الکترونيکي تازه‌ام را بخوانم، از دوست جوانم سام ايميلي دريافت کردم که سخت مرا به هيجان آورد

بامداد روز پنج‌شنبه دهم جولاي، هنگاميکه قهوه به دست سراغ کمپيوتر خود رفتم تا نامه‌هاي الکترونيکي تازه‌ام را بخوانم، از دوست جوانم سام ايميلي دريافت کردم که سخت مرا به هيجان آورد.

خانوادة سام را سالهاست مي‌شناسم ولي با خود او که جواني است که سومين دهة زندگي‌ را تازگي پشت سر گذاشته است، چند سالي بيش نيست که آشنا شده ام، از همان روزهايي که پس از يک غيبت و دوري طولاني از جامعة ايراني تصميم گرفت با ما نسل اولي‌هاي مهاجر از سر آشتي برآيد و ما را از نو بازشناسد، بدانگونه که خودش دوست مي‌داشت: يعني بي‌واسطه و به ميل خود.

در اين چند سال با اشتياق شاهد اين بازنگري سام بودم و روز سه‌شنبه هشتم جولاي، هنگامي که او را در ميان موج بالندة جواناني که براي حمايت از خيزش دانشجويان ايران به ميان ما ميانسالان و کهنسالان آمده بود ديدم، شاد شدم. دوربين به دست داشت و عکس مي‌گرفت. سام يک هنرمند و موسيقيدان بسيار باذوق و نوآور است. در طول راهپيمايي دو سه بار با او برخورد کردم که هيجان زده در کار عکسبرداري بود.

ايميل سام را باز کردم، برايم چندين عکس از تظاهرات آن روز را فرستاده بود با متني زيبا و هشدار دهنده که به نوشتة خود وي کار دوستش آرش بود.

بخش‌هايي از اين نوشته را برايتان ترجمه کرده ام و مي‌خوانم تا شما نيز چون من بر سر شوق آييد و ببينيد جوانان ما - نسل اميدبخش و آينده ساز - در کجا گام بر مي‌دارند و ما - نسل اميدکُش و گذشته و آينده ناساز - کجا ايستاده‌ايم. در حاليکه بزرگترين دلمشغولي ما در اين روزها بر سر و کلة هم کوبيدن و انگشت اتهام را به سوي اين و آن نشانه رفتن است، جوانان ما در اين سرزمين به‌گونه‌اي خودجوش و اعجاب آور با جوانانمان در ايران در يک جهت به پيش مي روند و سازنده و اميدوار در پي يافتن راهکارهاي درست و عملي هستند.

سام و آرش در ايميل خود که براي اغلب نشريات و راديو تلويزيون‌هاي محلي و سراسري امريکا فرستاده‌اند، پس از شرح مختصري دربارة تاريخچة خيزش دانشجويي هجده تير چهار سال پيش و حملات خونين سرسپردگان رژيم به آنان و اينکه در چهارمين سالگرد اين رويداد سياسي باز هم در ايران دانشجويان و ايرانيان براي احقاق حق خود از نو به پا خاسته‌اند و ايرانيان خارج از کشور به حمايت از اين خيزش برنامه‌هاي تظاهرات براي پشتيباني گذاشته‌اند، اين وسايل ارتباط همگاني را زير پرسشي منطقي برده‌اند بدين مضمون:

در حالي که هزاران ايراني مخالف رژيم جمهوري اسلامي روز گذشته در مقابل ساختمان فدرال لُس‌آنجلس گرد هم آمده بودند و ترافيک شهر را براي مدتي متوقف کردند و دست به تظاهراتي متمدنانه زدند، در حالي که اينان يکديگر را با عقايد مختلف با بردباري تحمل کردند و يک صدا فرياد برآوردند که براي دانشجويان آزادي و براي ايران دمکراسي مي‌خواهند، ما در هيچيک از نشريات و برنامه‌هاي راديو تلويزيوني امريکا خبري از اين گردهمايي نديديم. شنيديم تنها يک اشارة کوچک در يکي از تلويزيون‌هاي محلي شده بود و بس. ما نيويورک تايمز، رويتر، لُس‌آنجلس‌ تايمز، و سي‌ان‌ان را گشتيم و خبري نديديم.

روي سخن ما اکنون با لُس‌آنجلس تايمز است. مشکل ما اين نيست که چرا شما در مورد تعدادي دانشجوي بي‌پناه که در فضايي جهنمي گير کرده‌اند، سخني نگفتيد. مشکل ما اين است که در اين کشور که بنيانش بر دمکراسي است، تعريف شما از روزنامه نگاري درست و بي‌غرض چيست؟

ماه گذشته شما در يکي از سرمقاله‌هاي خود به دولت بوش توصيه کرده بوديد که با حمايت از رژيم جمهوري اسلامي به کمک ايران بشتابد و دليل آنرا نرمش‌پذيري اين رژيم خوانده بوديد و چشم خود را بر جنايت و ستمي که اين رژيم بر مردم ايران و به‌ويژه زنان مي‌کند بستيد.

رابين رايت - که به دليل اجازة رفتن به ايران - همواره از پشتيبانان اين رژيم بشمار مي‌رود، خبرنگار بخش خارجي روزنامة شماست. او در دو کتاب خود از خميني يک قهرمان ساخته است و در کتاب سوم خود «آخرين انقلاب کبير» با تمسخر ايرانيان را طرفداران طرح توطئه خوانده و باور ايرانيان را که سي‌آي‌ا و امريکا در تاريخ معاصر ايران و انقلاب اسلامي نقش داشته‌اند - به‌دليل نبودن هيچگونه مدرک – به ‌باد انتقاد گرفته است.

در شمارة سه‌شنبه هشت جولاي، خبرنگار لُس‌آنجلس تايمز، بجاي گزارش تظاهرات ايرانيان در سراسر دنيا و همچنين در لُس‌آنجلس در مخالفت با رژيم اسلامي و خواستة آنان براي برکناري اين رژيم مي‌نويسد: «همة ايرانيان خارج کشور هم مخالف حکومت ملايان نيستند.» درست مثل اينکه خبرنگار شما مقاله‌اي بنويسد و در آن اشاره کند که تعدادي از انسان‌ها هم مخالف آدمخواري نيستند. پرداختن به موافقين ملايان در چنين روزي که اکثريت ايرانيان در ايران و خارج از کشور به مخالفت و مبارزه با آنان برخواسته‌اند، توهين به شعور خوانندگان اين نشريه به‌شمار مي‌رود.

چنين جبهه‌گيري واضح و مشخصي از سوي لُس‌آنجلس تايمز، نشريه اي که تيراژ فراوان دارد، و چنين ناآگاهي از حقايق، چنين بي‌توجهي به قانون اساسي اين کشور و مفهوم حقوق بشر و آزادي بيان نهفته در آن امري ناپذيرفتني است.

در پايان اين نامة اعتراضيه، سام و آرش - اين دو جوان بالندة ايراني - توجه نويسندگان و سردبيران لُس‌آنجلس تايمز را به چند سامانة دانشجويي ايراني جلب کرده‌اند که عکس‌هايي از فجايع رژيم در آنها منعکس است و از آنان پرسيده اند: «آيا همة اينها تراوشات مغزهاي طرفدار تئوري توطئه است يا حقايقي که شما چشم بر آن پوشيده ايد؟»

من کاري به اين ندارم که همة نکات نوشته شده در اين نامه درست است يا نادرست. براي من همين که جوانان ايراني به مسائل امروز ايران چنين توجه دارند و از حقوق شهروندي خود در امريکا بهرة درست مي‌گيرند باعث دلگرمي و افتخار است.

با درودي گرم و چندباره به سام و آرش و سام و آرش‌هاي فراوان ديگر در سراسر دنيا.

 

July 6, 2003
روز جمعه چهارم جولاي دويست و بيست و هفتمين سالگرد استقلال امريکا بود

روز جمعه چهارم جولاي دويست و بيست و هفتمين سالگرد استقلال امريکا بود. در اين روز شهروندان امريکايي با بالندگي از نياکان خود و کوشش‌هاي آنان براي دستيابي به آزادي و استقلال ياد مي‌کنند. الکساندر هاميلتون، يکي از مردان سياسي آن سال‌ها و از نويسندگان قانون اساسي ايالات متحده - اين زيباترين سند احترام به انسان و انديشه‌هاي او - مي‌نويسد: «به‌ نظر مي‌رسد به مردم اين کشور، با نمونه‌هايي که پيش روي دارند، اين حق داده شده است تا پاسخ يک پرسش مهم را دريابند: آيا اجتماعات انساني مي‌توانند با مدد انديشه و انتخاب دولت‌هاي خوب ايجاد کنند يا اينکه ناچارند براي راهيابي‌هاي اساسي و سياسي به جبر و اتفاق معتقد باشند؟» به‌ باور اين انديشمند سياسي خلاقيت بر دو پاية انديشه و انتخاب استوار است. انديشه به‌ معني بازنگري و توجه و بررسي امکانات و انتخاب به‌ مفهوم برگزيدن يک عنصر از ميان انبوه عناصر موجود و تکيه بر آن. در حالي که الکساندر هاميلتون اين دو رکن اساسي يعني انديشه و انتخاب را موجب اعتلا و پيروزي مي‌داند، بر اين باور هم هست که براي رسيدن به چنين پايگاهي نياز به انسان‌هايي با وجدان بيدار و آگاه هست که بتوانند بدون وابستگي و با آزادگي از ميان امکانات بهترين را برگزينند. در چنين شرايطي است که انسان‌ها با سربلندي از انتخاب خود سخن خواهند گفت و در پي پاسداري از آن بيشترين کوشش‌ها را خواهند کرد.

هر سال به‌هنگام فرا رسيدن روز استقلال امريکا شعله‌هاي يک رؤيا، يک خواسته و يک آرزو از نو در دل من ايراني ساکن اين مرز و بوم زبانه مي‌کشد: روياي روزي که در ايران ما نيز يک قانون اساسي نوشته شود و به تصويب برسد که در آن شرح حقوق و وظايف شهروندان ايراني بدون هيچگونه تبعيض و امتياز و در نهايت عدالت در آن گنجانده شده باشد.

هر سال به‌هنگام فرا رسيدن روز استقلال امريکا بار يک اندوه کهنه نيز روي دلم سنگيني مي‌کند که مگر ما ملت شايستگي و استحقاق دستيابي به چنين مواهبي را نداريم. پس اين چه سرنوشتي است که قرن‌هاست براي ما رقم زده شده است و ساية سنگين و شومش از روي سر ما برداشته نمي‌شود؟

هر سال به‌هنگام فرا رسيدن روز استقلال امريکا عرق سرد شرمساري و پشيماني نسل خود را روي مهره‌هاي پشتم احساس مي‌کنم که چه ايراني تحويل نسل بعدي خود داديم و چگونه با اشتباهات خويش اين نسل جوان زيبا و بالندة ايراني را سوزانديم و هنوز هم دست بر نمي‌داريم. شرمنده مي‌شوم از اينکه چگونه زيباترين جلوه‌هاي آزاديخواهي و حق‌طلبي و کوشش‌هاي نسل‌هاي گذشتة خود را که برايمان انقلاب مشروطه را به ارمغان آوردند پاس نداشتيم و هر يک به نوبة خود و به اندازة توان خود و به سهم خود تيشه‌اي به ريشة اين نهال تازه سبز شده زديم تا بکلي آنرا خشکانديم. مي‌دانم ديگراني چون من که کمرشان در زير سنگيني بار اين ندامت و شرمساري تاريخي خم شده کم نيستند. پس چگونه است که هنوز هم سنگيني لاشة ناداني‌ها و خودخواهي‌ها و فرصت‌طلبي‌هاي خويش را - چه در ايران و چه در خارج از کشور - از روي شانه‌هاي بالندة نسل جوان، که دارد با سالاري تاوان اشتباهات ما را مي‌دهد، بر نمي‌داريم تا کار خودشان را بکنند. نسلي که بسا بيش از ما فسيل‌هاي پوسيده و سراپا عقده در زير بار حکومت جبار ملايان، مرزهاي انديشه و انتخاب را در نورديده است و به جلو مي‌تازد. در اين مسير از ما نسل شرمسار تاريخ تنها يک کار برمي‌آيد و آن اينکه اگر هنوز گوشه‌اي از وجدانمان بيدار است خود را فراموش کنيم و تنها صداي فرياد حق‌طلبي و آزاديخواهي جواناني که در وسط ميدان نبرد نابرابر جانانه مبارزه مي‌کنند را به گوش جهانيان برسانيم و از آنان حمايت کنيم. هر حرکتي در جهت رهبري، هدايت، خط دادن و کسب محبوبيت‌هاي آميخته به فرصت‌طلبي- که خودمان بيش از هر کس ديگر به توخالي بودنش واقف هستيم- بار شرمساري تاريخي نسل ما را دو چندان خواهد کرد. اگر توان اين را نداشتيم که از خود ميراثي قابل ذکر و ستايش براي نسل بعد به‌جا بگذاريم، خود را مستوجب لعنت و نفرينشان نکنيم.



2008
2007
2006
2005
2004
   2003
 
  December
  November
  October
  August
   July
  June
  May
  April
  March
  February
  January
2002
2001
2000
1999
1998
1997
يادواره‌ها
Archive: English
Publications

Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

   Copyright © 2005 HomaSarshar.com . All Rights Reserved.




Designed & maintained by

Web Design & Development Solutions