خبرهايي
که در هفتة
گذشته از داخل
ايران شنيديم،
نشان از
افزايش فشار بر
اقليتها،
دگرانديشان،
کوشندگان
سياسی و اهالی
قلم داشت.
چندين بيانيه
و دعوت و
فراخوان
عمومی برای شرکت
در مراسم
گوناگون يا
نامههايي که
خواندن
هرکدامشان
خون در جگر و
درد بر دل مینشانند.
با خواندن اين
اخبار غمگين و
افسرده میشوی
که تا کی و تا چند
بايد در فراق
آزادی سوخت و
جز اندوه و
افسوس حاصلی
نداشت. ولی
همزمان با
ديدن اين همه
توان و پشتکار
خستگی ناپذير آنهايي
که در داخل
اين کشور
نفرين شده
هنوز و همچنان
مبارزه می
کنند، از سکون
و بیحالی و رخوتی
که به توی
ساحل اقيانوس آرام
نشين دست داده
است شرمنده میشوی.
در
ششمين
سالگرد کشتار
بيرحمانة مختاری
و پوينده که
بخشی از قتلهای
زنجيرهای
بود، از سوی
كانون
نويسندگان
ايران و شمار زيادی
از کوشندگان
فرهنگی و
سياسی روز جمعه
سيزدهم
آذرماه، ساعت
دوی بعدازظهر
در مهرشهر
كرج،
امامزاده
طاهر، سالگرد اين جان
باختگان راه
آزادي انديشه و
بيان گرامی
داشته شد.
همين كانون
نويسندگان
ايران در تازهترين
بيانية خود، هم صدا
با مردم
ايران، بر
آزادی همة نويسندگان،
روزنامه نگاران،
دانشجويان و
ديگر
زندانيانی كه به
سبب دفاع از
آزادی انديشه،
بيان و قلم در بند
به سر ميبرند شده
است اصرار
ورزيده است. از
سوی ديگر تصميم
کانون
نويسندگان که
اجازة تشکيل
جلسة سالانة
انتخابات هيأت
مديرشان را
نيافتهاند و برای
انتخابات از طريق
اينترنت،
نشان ديگری از
روند بالا
گرفتن اعتراضهاست.
نمونة
ديگر: نامة سرگشادة
جامعه
بهائيان
ايران به محمد
خاتمی برای
اينکه حکومت
اسلامی
ايرانی حقوق اوليه
و انسانی آنها
را رعايت كند با
ذکر اين نکته
که طی صد و شصت يک
سالي كه
بهائيان در
كشور ايران و سرزمين
آبا و.اجدادی
خود در حالی كه
بزرگترين
اقليت دينی در
اين كشور
محسوب میشوند،
به علت پيروی
از آيين جديد
خود تا به
امروز همواره
معرض انواع
اذيت و آ زار و
قتل و كشتار
واقع شدهاند.
از سوی
ديگر اعضای
انجمن صنفی
روزنامه
نگاران.و انجمن
دفاع از آزادي
مطبوعات طي
اطلاعيهاي
اعلام كردند
كه فراخوان
روزنامهنگاران
را براي
اعتراض به
ادامة
دستگيري همکاران
خود به فال
نيك ميگيرند
و در دفاع از
اهالي
مطبوعات در
روز پانزده
آذرماه در كاخ
دادگستري
تهران حضور
پيدا ميكنند.
اينان از كلية
مدافعان
آزادي بيان و
قلم، آزادي
مطبوعات و حق
گردش آزاد
اطلاعات و
كليه مدافعان
آزاديهاي
قانوني و
خانوادة
زندانيان مطبوعاتي
دعوت كردهاند
تا در كاخ
دادگستري
تهران حضور
يابند و طي تحصنی
آرام در مقابل
دادگستری داد
دل خويش از
ظالمان ساکن
کاخ عدالت
بستانند. يادمان
باشد که هر
چند عمر برخی
از اين اعتراضها
و تظاهرات به
دو دهه میرسد،
نه تنها نشانی
از کمترين
تغيير موضع در
حکومت جمهوری اسلامی
ديده نمیشود که
کوچکترين
روزنهای نيز
در جهت پذيرش
حقوق اولية
شهروندان به
چشم نمیخورد.
در اين
راستا و به
باور من خوشخيالانی
که هنوز دل به
آخرين نفسهای
اصلاحطلبان
بستهاند بر
سر قبری گريه
میکنند که در
آن مردهای
نيست!