Homa Sarshar
 
 Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

Articles - Year 2004                                     Works >> Publications


December 26, 2004
سال 2004 را در شرايطي به پايان مي‌رسانيم که بيش از هر زمان ديگر گيج و منگ به چشم‌انداز سالی که پشت سر گذاشتيم مي‌نگرم و از خود می‌پرسم چه اتفاقی دارد می‌افتد؟ ما را چه مي‌شود؟ بر سر جهان چه دارد می‌آيد؟ سال جنگ و ترور، کشتار و مرگ و خونريزی

سال ۲۰۰۴ را در شرايطي به پايان مي‌رسانيم که بيش از هر زمان ديگر گيج و منگ به چشم‌انداز سالی که پشت سر گذاشتيم مي‌نگرم و از خود می‌پرسم چه اتفاقی دارد می‌افتد؟ ما را چه مي‌شود؟ بر سر جهان چه دارد می‌آيد؟ سال جنگ و ترور، کشتار و مرگ و خونريزی! سالی که اگر ما شهروندان جهانی را از وجود و حضور خودمان شرمسار نکرده باشد نمي‌دانم چه چيز ديگر خواهد توانست.

چه کسی فکر مي‌کرد که ظرف کمتر از ربع قرن و به دنبال پي افکندن نظم نوين جهانی و فروپاشی کمونيزم، هيولای ديگری خواب و آرامش را بر جهانيان حرام کند: هيولای افراط‌گرايي مذهبی! البته جهان هرگز از وجود و حضور خونخواران، استعمارگران، استثمارکنندگان، جنگ‌طلبان خالی نبوده است ولی به دنبال عصر روشنگری و با تنظيم منشور حقوق بشر و با بی‌اعتبار شدن دکانداران دين در شرق و غرب چه کسی فکر مي‌کرد که روزي از نو اين هيولای خفته از خواب گران برخيزد و طعمه بطلبد!

به اطراف خود می‌نگرم، اخبار جهان را مي‌خوانم و مي‌بينم، به نسل جوانی که وارثان اين کرة خاکی هستند نظر مي‌اندازم و در حيرت و حسرتی باور نکردنی فرو می‌روم. سال ۲۰۰۴ را پشت سر مي‌گذارم و نخستين روزهای سال ۲۰۰۵ را به استقبال مي‌روم ولی هر چند بنا بر اين است که با آمدن سال نو خوشحال و اميدوار باشم، در ته دل احساس ترس می‌کنم. از همه کس و همه چيز می‌ترسم و در حالی که مي‌دانم ترس برادر مرگ و دشمن بزرگ انسان است حريف خود نمی‌شوم.

ترسم از اين است که نمي‌دانم از کجا و چگونه داريم ضربه مي‌خوريم؟ از خودی يا بيگانه؟ افقي که در پيش داريم شفاف نيست. در پي شنيدن يک حرف درست و راست و شفاف به هر در مي‌زنيم پاسخی نمي‌گيريم.   

ترسم اين است که نمی دانم بايد در چند جبهه جنگيد و دشمن از چند جبهه دارد حمله می‌کند: در جبهة مبارزه با سنگسار و اعدام وشکنجه و هرنوع مجازاتي که به جسم آدمها لطمه بزند؟ در جبهة مبارزه با جنگ و به سربازی فرستادن جوانان؟ در جبهة مبارزه با درد روزافزون اعتياد؟ در جبهة مبارزه با تنهايي انسانها؟ يا در جبهة مبارزه با نسلی که آرمان‌گرايي‌اش با آنچه نسل ما داشت زمين تا آسمان فرق مي‌کند؟ تو به دنبال صلح و آرامش و آشتی و پذيرش دگر انديش بودی و از ماديات بريده جهانی معنوی و پاکيزه را می‌طلبيدی و برای رسيدن به آن عمری را سپری کردی و مويي را سپيد. نسل بعد از تو به آرمانهايت می‌خندد و بر همة آنان پشت پا می‌زند چون می‌خواهد به هر قيمتی شده زنده بماند و کام دل از عالم و آدم بستاند و تازه در اين راه هم حاضر نيست به اندازة تو مايه بگذارد.

ترسم از اين است که شاهد مرگ آرزوها و اميدهای نسل خودمان هستيم که بيشک در جايي خطا رفتيم و من يکي نمي‌دانم کجا بود؟ شما مرا کمک کنيد تا آنرا به اتفاق پيدا کنيم.


December 18, 2004
جوانان ايران که چشم و چراغ و اميد و دلخوشی من و بسياران ديگر هستند، در زمانه‌ای که بقول مولانا "اندر اين شهر قحط خورشيد است"، از نو و در طول هفتة گذشته با به دست گرفتن ابتکار عمل در چند زمينه خبرساز شدند

جوانان ايران که چشم و چراغ و اميد و دلخوشی من و بسياران ديگر هستند، در زمانه‌ای که بقول مولانا "اندر اين شهر قحط خورشيد است"، از نو و در طول هفتة گذشته با به دست گرفتن ابتکار عمل در چند زمينه خبرساز شدند. هرگاه دربارة آنچه اين نسل جوان می‌کند مي‌شنوم و می‌خوانم دلم روشن مي‌شود و اميدی که با نگرش به نسل واخورده و سرگردان خويش در حال از دست دادن می‌بينم، از نو بارور مي‌گردد.

دانشجويان گل ايرانی در تهران، در سرمای طاقت‌فرسای شبهای زمستان و برای اعتراض به کم کاری دستگاههای دولتی در ايجاد سرپناه برای کارتن‌خوابها و بي‌خانمانها، چند شب را در خيابان گذراندند و مسئولان امور را زير سئوال بردند، همانگونه که رئيس جمهور اسلامی حجت‌الاسلام خاتمی را در روز دانشجو.  در بخش آموزشی و هنری و فرهنگی، جوانان به هر وسيله که مي‌دانند و مي‌توانند، حرفشان را می‌زنند و اعتراض خود را بلد و بلندتر مي‌کنند.  از داخل زندانها، از طريق شبکة جهانی اينترنت، با ياری گرفتن از وبلاگ‌نويسی که دنيايي باورنکردنی است، بچه‌های ايران پيام خود را به گوش جهانيان مي‌رسانند و نقل مجالس بزرگان سياست جهان می‌شوند: :کولين پاول در ملاقات با خرازی از نقش با اهميت جوانان مي‌گويد، گزارشگران بدون مرز با انتشار اطلاعيه‌ای تحت فشار نهادن علني و واضح وب نگاران که همگی از نسل جوان ايران هستند را از سوی مسئولان قضايي، امنيتي جمهوری اسلامی محکوم مي‌کند، امامان جمعه در شهرهای مختلف – از اهواز گرفته تا تهران – دستپاچه و هراسان به چالش با جوانان مي‌پردازند، و حبرگزاريهای مختلف جهان از بي‌بی‌سی گرفته تا نشريات معتبری چون نيويورک تايمز و واشينگتن پست از اين مبارزة خستگی ناپذيز جوانان مي‌گويند و می‌نويسند.

خوانندة جوانی به نام شاهکار بينش‌پژوه با موسيقی ابتکاری خود که ترکيبی از موسيقی سنتی و رپ است بيکاری و فقر و فحشا را به انتقاد می‌کشد و در حالی که خود سر و وضع بسيار متعينی دارد تازه به دوران رسيده‌های ايران و تفاوت طبقاتی باورنکردنی موجود در جامعه را سخت مورد اعتراض قرار می‌دهد.

نسل جوان ايران که بيش از پنجاه در صد جمعيت کشور را تشکيل مي‌دهند و با آگاهی تحسين‌برانگيز خود از آنچه در جهان می‌گذرد خواهان دمکراسی و آزادی و برابری هستند و چشم به آينده‌ای دارند که ايران جای راستين خويش را در جامعة بين المللی کسب کند، به خوبی می‌دانند که کليد گشايش اين در تنها در دستان پرتوان آنان است و سير جهانی رويدادها بيشک از آنان قهرمانان رهايي‌بخش ايران را خواهد ساخت که اينان شايستگی‌اش را دارند و نسل من نه.

شنيدم امام جمعه‌ای خطاب به مردم عراق پيام فرستاده است که چون جمعيت شيعة عراق اکثريت را دارند، اگر روز سی ژانويه همة آنان به پای صندوق رای بروند قادر خواهند بود که در عراق يک حکومت اسلامی شيعه بر سر کار آوردند.  از جوانان ايران که دوست ندارند نصايح امامان جمعه را گوش کنند، خواهش مي‌کنم اينبار که طرف از دستش در رفته و اندر مزايای مشارکت مردم در سرنوشت خويش دادسخن داده است به سخنان او گوش کنند که عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد.  مگر شما جوانان اکثريت جمعيت نيستيد؟

December 11, 2004
کتاب جديدی به دستم رسيده نوشتة پژوهشگر گرامی محمدرضا عضدانلو که در نگاه نخست عنوانش جذاب مي‌‌نمايد: قرن بيست و يکم: قرن فرمانروايي مخازن انديشه يا در اصطلاح انگليسی آن Think Tanks

کتاب جديدی به دستم رسيده نوشتة پژوهشگر گرامی محمدرضا عضدانلو که در نگاه نخست عنوانش جذاب مي‌‌نمايد: قرن بيست و يکم: قرن فرمانروايي مخازن انديشه يا در اصطلاح انگليسی آن Think Tanks

کتاب را با اشتياق مي‌خوانم چون موضوع آن برايم بسيار جالب است.  اين مخازن انديشه که پديده‌ای قرن بيستمی و زاييدة دوران جنگ سرد است و عمر زيادی از پيدايش آن نمی گذرد، برای بسياری از پژوهشگران و از جمله نويسندة کتاب بازيگران اصلی صحنة سياسی در جوامع دمکراتيک بشمار مي‌روند.  عضدانلو مخازن انديشه را به سخت افزار هوش و دانش تشبيه می‌کند که از نخبگان انديشه و علوم تشکيل می‌شوند و در صدد فراهم آوردن زمينه‌های رشد و ايجاد کثرت‌گرايي سياسی، فضای باز و قابل اعتماد برای تحقيق، تحليل، تصميم‌گيری و تحول فرهنگی هستند.  در بخش تاريخچة پيدايش اين پديده، نويسنده تذکر می‌دهد که در آغاز و برای رسيدن به اين هدف دولتها با شناخت و دست‌چين کردن نخبگان و فراهم آوردن امکانات وسيع برايشان، آنان را در جمع مشاوران خود گرد هم مي‌آوردند.  ولی امروزه به دليل اهميت دستاوردهای ارزشمندی که اين گروهها داشته‌اند جای مهمتری در هرم تصميم‌گيری سياسی جامعه به دست آورده‌اند و به مهمترين مراکز فکردهنده و تصميم‌گيری جامعه مبدل شده‌اند.

در بخشی ديگر از کتاب، نويسنده بر اين باور خود پای مي‌فشارد که امروزه عصر تک چهره‌های سياسی سپری شده و دوران مخازن انديشة بی‌نام فرا رسيده است و نتيجه می‌گيرد که ساده‌انديشی است اگر رويدادهای جهانی را به افرادی که در جلوترين بخش صحنه هستند نسبت دهيم.  عضدانلو بر اين باور است که جيمی کارتر ورونالد ريگان و جورج دبليو بوش نيستند که در تنهايي دفتر خود در کاخ سفيد تصميم به فروپاشی اتحاد جماهير شوروی يا انقلاب ايران و يا سرنگونی عراق مي‌گيرند، بلکه اين شبکة جهانی نخبگان و مخازن انديشه هستند که برنامه‌ريزی مي‌کنند و برنامه‌های خود را برای اجرا به افراد جلوی صحنه مي‌دهند تا در نهايت آن نظم نوين جهانی را که برای پياده کردنش بسيار فکر شده است به مرحلة عمل در آورند.

در مقدمة کتاب نويسنده آرزو می‌کند که نسل جوان ايران پايگاه و جايگاه خود را برای برگرداندن ايران به صحنة حيات جهانی بشناسد، و با اين احساس مسئوليت کوشش ميکند تا آنان را با آموخته‌های خود با توجه به علاقه‌ای که به روند سياست جهانی داشته است آشنا سازد. محمد رضا عضدانلو بر اين باور است که کوتوله‌ها و اوباش سياسی رفتني‌اند و شک نيست که نسل جوان ماست که در همخوانی با جهان نو، طرحی نو در خواهد انداخت. انديشه‌ای که من هم با آن بسيار همراه و همفکرم.

کتاب قرن بيست و يکم: قرن فرمانروايي مخازن انديشه نوشتة محمد رضا عضدانلو را نشر نيما در آلمان چاپ کرده است.  اگر شما هم چون من به اين قبيل نوشته‌ها علاقه‌مند هستيد خواندن آنرا که حاوی اطلاعات فراوان است و نويسنده با زحمت زياد و بهره‌برداری از منابع بيشمار قلمی کرده به شما توصيه می‌کنم.

December 5, 2004
خبرهايي که در هفتة گذشته از داخل ايران شنيديم، نشان از افزايش فشار بر اقليت‌ها، دگرانديشان، کوشندگان سياسی و اهالی قلم داشت

خبرهايي که در هفتة گذشته از داخل ايران شنيديم، نشان از افزايش فشار بر اقليت‌ها، دگرانديشان، کوشندگان سياسی و اهالی قلم داشت. چندين بيانيه و دعوت و فراخوان عمومی برای شرکت در مراسم گوناگون يا نامه‌هايي که خواندن هرکدامشان خون در جگر و درد بر دل می‌نشانند. با خواندن اين اخبار غمگين و افسرده می‌شوی که تا کی و تا چند بايد در فراق آزادی سوخت و جز اندوه و افسوس حاصلی نداشت. ولی همزمان با ديدن اين همه توان و پشتکار خستگی ناپذير آنهايي که در داخل اين کشور نفرين شده هنوز و همچنان مبارزه می کنند، از سکون و بی‌حالی و رخوتی که به توی ساحل اقيانوس آرام نشين دست داده است شرمنده می‌شوی.

در ششمين سالگرد کشتار بيرحمانة مختاری و پوينده که بخشی از قتل‌های زنجيره‌ای بود، از سوی كانون نويسندگان ايران و شمار زيادی از کوشندگان فرهنگی و سياسی روز جمعه سيزدهم آذرماه، ساعت دوی بعدازظهر در مهرشهر كرج، امامزاده طاهر، سالگرد اين جان باختگان راه آزادي انديشه و بيان گرامی داشته شد.

همين كانون نويسندگان ايران در تازه‌ترين بيانية خود، هم صدا با مردم ايران، بر آزادی همة نويسندگان، روزنامه نگاران، دانشجويان و ديگر زندانيانی كه به سبب دفاع از آزادی انديشه، بيان و قلم در بند به سر مي‌برند شده است اصرار ورزيده است. از سوی ديگر تصميم کانون نويسندگان که اجازة تشکيل جلسة سالانة انتخابات هيأت مديرشان را نيافته‌اند و برای انتخابات از طريق اينترنت، نشان ديگری از روند بالا گرفتن اعتراض‌هاست.

نمونة ديگر: نامة سرگشادة جامعه‌ بهائيان ايران به محمد خاتمی برای اينکه حکومت اسلامی ايرانی حقوق اوليه و انسانی آنها را رعايت كند با ذکر اين نکته که طی صد و شصت يک سالي كه بهائيان در كشور ايران و سرزمين آبا و.اجدادی خود در حالی كه بزرگترين اقليت دينی در اين كشور محسوب می‌شوند، به علت پيروی از آيين جديد خود تا به امروز همواره معرض انواع اذيت و آ زار و قتل و كشتار واقع شده‌اند.

از سوی ديگر اعضای انجمن صنفی روزنامه نگارانانجمن دفاع از آزادي مطبوعات طي اطلاعيه‌اي اعلام كردند كه فراخوان روزنامه‌نگاران را براي اعتراض به ادامة دستگيري همکاران خود به فال نيك مي‌گيرند و در دفاع از اهالي مطبوعات در روز پانزده آذرماه در كاخ دادگستري تهران حضور پيدا مي‌كنند. اينان از كلية مدافعان آزادي بيان و قلم، آزادي مطبوعات و حق گردش آزاد اطلاعات و كليه مدافعان آزادي‌هاي قانوني و خانوادة زندانيان مطبوعاتي دعوت ‌كرده‌اند تا در كاخ دادگستري تهران حضور يابند و طي تحصنی آرام در مقابل دادگستری داد دل خويش از ظالمان ساکن کاخ عدالت بستانند. يادمان باشد که هر چند عمر برخی از اين اعتراض‌ها و تظاهرات به دو دهه می‌رسد، نه تنها نشانی از کمترين تغيير موضع در حکومت جمهوری اسلامی ديده نمی‌شود که کوچکترين روزنه‌ای نيز در جهت پذيرش حقوق اولية شهروندان به چشم نمی‌خورد.

در اين راستا و به باور من خوش‌خيالانی که هنوز دل به آخرين نفس‌های اصلاح‌طلبان بسته‌اند بر سر قبری گريه می‌کنند که در آن مرده‌ای نيست!



2008
2007
2006
2005
   2004
 
   December
  November
  October
  September
  August
  July
  June
  May
  April
  March
  February
  January
2003
2002
2001
2000
1999
1998
1997
يادواره‌ها
Archive: English
Publications

Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

   Copyright © 2005 HomaSarshar.com . All Rights Reserved.




Designed & maintained by

Web Design & Development Solutions