Homa Sarshar
 
 Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

Articles - Year 2004                                     Works >> Publications


January 25, 2004
يکي دو هفته اي پيش خبرنگار خبرگزاري آسوشيتدپرس در رابطه با مقاله اي که در زمينة فاجعة زلزلة بم در دست تهيه داشت با من هم گفتگويي انجام داد و پرسشهايي را مطرح کرد

يکي دو هفته اي پيش خبرنگار خبرگزاري آسوشيتدپرس در رابطه با مقاله اي که در زمينة فاجعة زلزلة بم در دست تهيه داشت با من هم گفتگويي انجام داد و پرسشهايي را مطرح کرد. به هنگام پاسخ به او براي بار هزارم حس کردم که بسياري از کلمات و اصطلاحاتي که ما در زبان فارسي بکار مي گيريم به هيچ شکل و صورتي قابل توجيه به زبان انگليسي نيست. مثلا دلم مي خواست در باب ساز و کارها و شيوة کمک رساني ايرانيان برون مرزي به اين فاجعه پاسخ بدهم لغت جانشيني براي "جگر آدم خون مي شود" پيدا نمي کردم.  راستي چه کلامي بکار مي بردم که مفهوم اين اصطلاح را بدهد که ما ايرانيها در هر زمينه اي که مي خواهيم به يک کار گروهي و تيمي دست بزنيم حاصلش اين مي شود که قلپ قلپ خون مي خورد که چرا به نتيجة دلخواه نرسيد. چه در داخل ايران و چه در خارج فاجعه و مرگ مي شود نان داني يک عده اي چه از بابت مالي و چه از بابت کسب وجه. انگار اين شعري را که از کودکي در گوشمان خوانده اند به هيچ دردي نخورد که تو کز محنت ديگران بيغمي نشايد که نامت نهند آدمي!

حالا آدم چگونه اين اصطلاح قديمي ايراني را ترجمه کند که: "مرگ اومده روزي آورده!"که حکايت امروز ماست.  وقتي در خبرها مي خوانم که خانم جوآن کلارک بيوة بنيان گزار رستورانهاي زنجيره اي مک دونالدز که در ماه اکتبر درگذشت يک ميليارد و دويست ميليون دلار از دارايي خود را به سالويشن آرمي يا ارتش نجات بخشيده است و دويست ميليون دلار به راديوي غير انتفاعي ان پي آر و پنجاه ميليون به دانشگاهي در سن ديگو براي ترجمة " آدم حسرت به دل مي ماند" کم مي آورم.

از سوي ديگر اين روزها که فعاليت هاي انتخاباتي براي کرسي رياست جمهوري امريکا در اين سرزمين آغاز شده و بازارش گرم است، با نگاهي به گرمي بازار تحصن گروهي از نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم براي اعتراض به رد شدن صلاحيتشان توسط شوراي نگهبان براي نامزدي نمايندگي مجلس هفتم و در مقام مقابلة اين دو چه جمله اي مي تواند رساتر از اين بيت شعري که به صورت ضرب المثل در آمده باشد که "ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا آسمان است؟"

در هر حال بنده اين هفته قرار مصاحبه اي با يک خبرنگار امريکايي دارم که موضوع صحبت انتخابات قريب الوقوع مجلس شوراي اسلامي است. لطفا بنده را راهنمايي کنيد که مثلا اين سه اصطلاح را که براي پاسخ به پرسشها لازم دارم، چگونه ترجمه کنم:

در رابطه با اينکه چرا اين اصلاح طلبان حالا که خودشان گرفتار شده اند دست به تحصن زده اند: "مرگ خوبه ولي براي همسايه!"

در ارتباط با اينکه چرا عده اي هنوز به اصلاح طلبان حال مي دهند: "از حب حسين نيست، از بغض معاويه است"

در ارتباط با اينکه آيا امريکا و اتحادية اروپا دلشان به حال ملت ايران سوخته است: "ديگي که براي من نمي جوشه سر سگ توش بجوشه!"


January 18, 2004
نشرية معتبر تايم اين هفته شمارة ويژه اي منتشر کرده و آنرا به عشق اختصاص داده است

نشرية معتبر تايم اين هفته شمارة ويژه اي منتشر کرده و آنرا به عشق اختصاص داده است. در اين شماره که حاوي مقالات گوناگون روانشناسي، ژنتيک، مغز و اعصاب، اندام شناسي و حتي تاريخي و جامعه شناختي است عاشق بودن و عشق ورزيدن يکي از حياتي ترين ويژه گيهاي زندگي حيوان و نبات و انسان در طول تاريخ بشمار رفته است و هر چند مولانا گفته است:

در نگنجد عشق در گفت و شنيد

عشق دريايي است قعرش ناپديد

 قول ديگر او را تأئيد کرده که:

آدمي را به عشق بشناسند

هر کرا عشق نيست آدم نيست

براي کساني که به اين موضوع علاقه مند هستند توصيه مي کنم شمارة نوزده ژانويه مجلة تايم را بخرند و بخوانند تا بار ديگر بر آنها ثابت شود آن زماني که متفکران و انديشمندان نخست در شرق و سپس در غرب بر لزوم حضور و وجود عشق پا مي فشردند و آنرا "طبيب جمله علتهاي ما" مي خواندند پر بيراه نمي رفتند.

اما دليل اينکه در برنامة امروز به اين نکته پرداختم - در حالي که در گوشه و کنار جهان ماجراهاي فراوان در جريان است و ساية سنگين خشونت و کشتار و دشمني و نفاق روز به روز مردمان را از هم دورتر و دورتر مي کند - به واقع همين امر است. حيوانات و نباتات که فارغ از اين قال و مقال ما انسانها هستند، هنوز و همچنان بر اساس قوانين ژنيتک در حرکتند و عشق و جاذبة ناشي از آن هنوز راهنماي زندگي و بقاي آنان است، در حالي که ما انسانهاي اشرف مخلوقات آنچنان از اصل خود دور افتاده ايم که بيم آن مي رود نظم جهاني را بد جور بهم بريزيم.

هر کرا جامه ز عشقي چاک شد

او ز حرص و جمله عيبي پاک شد

نگاهي به دورنماي جهان در اين روزهاي آغازين سال ۲۰۰۴ بيندازيد و ببينيد در هسته ها و شبکه هاي کوچک و بزرگ انساني از خانواده گرفته تا اجتماعات بزرگتر چه بر سر هم داريم مي آوريم! خشم و نفرت و عدم تحمل ديگري و ديگران که چون ما نمي انديشند، يکسويه نگري، تعصب و افراط گرايي که تجلي اش را به هر شکل و گونه اي شاهديم از ايران خودمان و شوراي نگهبانش گرفته تا در همين قلب امريکا که به گفته اي بزرگترين مهد تمدن غربي است آنچه دارد ما را از انسانيت و جلوه هاي زيبا و دوست داشتني اش دور مي کند اين است که بجاي اينکه عاشق هم نوعان خود باشيم آنقدر عاشق افکار و باورهاي خود هستيم که نگو و نپرس، همان عشقي که از نوع عشق مسموم است و در اين باب نيز در همين شمارة تايم مفصل نوشته شده است. چه بازنده هاي بزرگي هستند آنان که طعم عشق سالم را نچشيده اند و بجاي باز کردن پنجرة دل بسوي عشق آن را براي مهمان ناخوانده و خوش نشيني به نام نفرت و کينه  گشوده اند و همين عقوبت جانفرساي برايشان کافي است که نتوانند با شادي از داشتن مهمان خانه خراب کن خويش سخن بگويند که آنکه در دل را بروي عشق باز کرد رقص کنان به پروازي زيبا در خواهد آمد که:

زهي عشق زهي عشق که ما راست خدايا

چه خوبست چه خوبست چه زيباست خدا را

 

January 11, 2004
روز پنج شنبه هشتم ژانويه در برنامة بسيار معتبر Frontline که از شبکة تلويزيوني غير انتفاعي پي بي اس پخش شد يک فيلم مستند بنام "ايران ممنوع" ساختة يک بانوي خبرنگار کانادايي به نام جين کوکان(Jane Kokan) نشان داده شد که بسيار ديدني بود

روز پنج شنبه هشتم ژانويه در برنامة بسيار معتبر Frontline که از شبکة تلويزيوني غير انتفاعي پي بي اس پخش شد يک فيلم مستند بنام "ايران ممنوع" ساختة يک بانوي خبرنگار کانادايي به نام جين کوکان(Jane Kokan) نشان داده شد که بسيار ديدني بود. مطمئن هستم بسياري از شما عزيزان اين فيلم مستند را ديديد و يا دربارة آن از ساير همکارانم در رسانه هاي ديگر شنيديد. ولي آنچه براي من جالب و ديدني و قابل بحث و صحبت بود فيلم ديگري بود که به فاصلة نيم ساعت از آن و با نام "شهربانو" از همين شبکه پخش شد. فيلم شهربانو ساختة يک زن امريکايي به نام مليسا و همسر ايرانيش به نام حميد بود که در سفرشان به تهران سراغ بانويي بنام شهربانو که پرستار و کارگر خانة مادر حميد است رفتند و از او و خانواده و زندگيش يک فيلم يکساعته ساختند.

در اين خانواده که ترکيبي از سه نسل بودند،مي شد آشکارا تضاد فکري و تغيير ديدگاهها را از نسل نخست تا نسل سوم ديد و همچنان که بارها گفتم نسل جوان فيلم از ديگران چنان جلو افتاده بود که تو گويي در سرزميني ديگر و حال و هوايي ديگر زندگي مي کند.

نسل انقلاب کنندة پايبند به اصول انقلاب که بيست و پنج سال از مراجع تقليد خود مرگ بر امريکا را شنيده است، آنچنان اين شعار ملکه اش شده که امريکا را مسبب تمام بدبختي هاي خود مي داند و حاضر نيست به جوان خود که بسا بهتر از او مي فهمد گوش جان بسپارد. به نظر مي رسد اين مشکل فرهنگي ما که به طرز فکر "دايي جان ناپلئوني" شهرت دارد به اين زوديها دست از سرمان بر نمي دارد.

با توجه به روند سياست جهاني دير يا زود سياست‌پيشگان‌ حرفه‌اي‌ جهان‌ و ابرمردان‌ و ابرزنان دولتي‌، ايران و امريکا را به‌ سوي عادي شدن روابط و آشتي درست‌ يا نادرست‌، شرافتمندانه‌ يا غيرشرافتمندانه‌ سوق‌ خواهند داد، ولي‌ آيا اين‌ کار آنهم پس از ربع قرن کاشت و نگه داشت كينه‌ و نفرت‌ در قلبهاي اين‌ دو ‌ملت کار ساده اي خواهد بود؟ به‌ قول‌مولوي‌:

اي‌ شهان‌، كُشتيم‌ ما خصم‌ برون‌

ماند خصمي‌ زان‌ بتر اندر درون‌

چونكه‌ وارستم‌ ز پيكار برون‌

بازگشتم‌ سوي‌ پيكار درون‌

 

January 4, 2004
در ايران امروز جوانان برای خود دنيا و زبانی ساخته اند که کمتر کسی را بدان راه می دهند و کمتر کسی معنای صحبت های آنان را می فهمد چون نخستين شرط دانستن اين زبان جوان بودن است

در ايران امروز جوانان برای خود دنيا و زبانی ساخته اند که کمتر کسی را بدان راه می دهند و کمتر کسی معنای صحبت های آنان را می فهمد چون نخستين شرط دانستن اين زبان جوان بودن است.

اخيرا در ايران کتابی با نام «فرهنگ لغات زبان مخفی» منتشر شده است که نويسندة آن دکتر سيد مهدی سمائی با صبر و حوصله لغات و معانی زبان جوانان را در آن گرد آورده است. اين کتاب ظرف يکماه به چاپ دوم رسيد و يکی از پرخواننده ترين کتاب های دو سه ماه اخير ايران شده است.

دکتر سمائی در مقدمة کتاب می نويسد: در جوامع گوناگون بسته به تمايلات و سليقه ها و باورهای گروه هايشان رفته رقته همگنی خود را از دست می دهند و گونه هايی تا حدی متفاوت با زبان معيار آن جامعه بوجود می آيد. وی همچنين می گويد« زبان مخفی يا به لفظ رايج آن - آرگو - که يک واژة فرانسوی است، يکی از گونه های اجتماعی زبان است که نخستين بار سارقان و راهزنان و افرادی که رفتار خلاف قانون داشتند، چنين زبانی را فراهم آوردند. زبان مخفی معاصر را دو گروه ابداع می کنند و به کار می برند. نخست قانون گريزان، چون به زبانی نياز دارند که حافظ افکار و مقاصدشان باشد و نامحرمان نتوانند از آن راه به دنيای آنان وارد شوند. دومين گروه کسانی هستند که خلاف هنجارهای جامعه رفتار می کنند. هنجارهايی که رعايت نکردنشان باعث شماتت و يا انگشت نما شدن می شود. به باور دکتر سمائی: "زبان مخفی در اصل يک زبان مستقل نيست و يکی از شکل ها و گونه های هر زبان معيار است. زبان مخفی عمدتا در حوزة واژگان و تا حدی اصطلاحات و عبارت های فعلی، ابداع و زائده هر زبان می شود. بخشی از اين واژه ها به سبب کثرت استعمال به زبان مردم کوچه و بازار راه پيدا می کند و جزيی از زبان معيار می شود. در واقع زبان عاميانه راهی است برای رسيدن به زبان مخفی. در نتيجه می توان چنين برداشت کرد که جوانان به دليل محدوديت های رايج در جامعه  امروز ايران در لاک خود فرو رفته اند و دنيای جداگانه ای ساخته اند

«فرهنگ لغات زبان مخفی» در مجموع ۵۲۴ مدخل دارد که نگارندة لغات مورد استفادة جوانان را از نظر حوزه های معنايی به سيزده قسمت تقسيم کرده است.

مثلا در حوزه اسامی فريبکاران و فريبکاری: دودره کردن ، سرپيچ را به دست کسی دادن، مخ کسی را تيليت کردن.

در حوزه اصطلاحات مربوط به امنيت و اطلاعات و حفظ اسرار: آنتن، آمار گرفتن، کاکتوس، کيو دادن، ريسيور، سات لايت، شيرين پلو و...

در حوزه ايجاد ارتباط و ابراز عشق: برای يکديگر لاو ترکاندن، توکار کسی بودن، فاز دادن، تريپ لاوی شدن، آماردادن، حال پخش کردن و...

در حوزه اسامی مزاحمان: آويزان، تاول، زيگيل، گيرسه پيچ، کليک کردن، سريش و...

در حوزه نام اشخاص غيرمتجدد : ابوالحسن، اشکول تپه، اف جی اس، ام الجواد، فول جواد سيستم، جواد مخفی، منيجه، رپ مخفی و ...

در حوزة اسامی مامور نيروی انتظامی :ژوليت، مغز، نيرو ،كلان ( مخفف كلانتری )، گاريكی

در حوزه حالات روانی: اعصاب کسی را تيليت کردن، بی کلاج، تو حس بودن، چت اوغلی، روغن ريزی داشتن، قاط زدن و ...

در حوزه نام اشخاص کودن: دامبولی، تاپاله، دونبش، شلغم، چپول، دنبه، قاق، غضنفر و...



2008
2007
2006
2005
   2004
 
  December
  November
  October
  September
  August
  July
  June
  May
  April
  March
  February
   January
2003
2002
2001
2000
1999
1998
1997
يادواره‌ها
Archive: English
Publications

Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

   Copyright © 2005 HomaSarshar.com . All Rights Reserved.




Designed & maintained by

Web Design & Development Solutions