Homa Sarshar
 
 Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

Articles - Year 2004                                     Works >> Publications


May 30, 2004
هر چند با جلال آل احمد ميانة چندانی ندارم ولی عنوان يکی از کتابهايش را بسيار می‌پسندم: "در خدمت و خيانت روشنفکران" و اين عنوان اين روزها چقدر مصداق دارد

هر چند با جلال آل احمد ميانة چندانی ندارم ولی عنوان يکی از کتابهايش را بسيار می‌پسندم: "در خدمت و خيانت روشنفکران" و اين عنوان اين روزها چقدر مصداق دارد. دربارة آنان که غم ايران و ملت ايران را دارند و آنان که غم خويشتن. دربارة آنهايي که بدون دلهره از خود و جان خود مي‌گذرند و آنهايي که با مصلحت‌انديشی حاضر به گذشت از پايگاهي فرضی در آينده‌ای نامعلوم را ندارند. دربارة مصلحان اجتماع که ملت بارها تاوان اشتباهاتشان را در گذشته داده است و برخی اين درس را آموخته‌اند و بسيارانی ديگر نه و بقول شاملو "همچنان دور مي‌زنند شب را و روز را، هنوز را".

هرگاه چنين فکرهايي در سرم می‌افتد ياد شعر يك‌ شاعر گواتمالايي‌ به‌ نام‌ كاستيـلو (Castillo) مي‌افتم که زبان‌ حال‌ امروز ماست. می‌گويد:

 

يك‌ روز،

روشنفكران‌ بي‌خيال‌ كشور من‌،

توسط‌ ساده‌ترين‌ انسانها

بازخواست‌ خواهند شد!

از آنها پرسيده‌ مي‌شود،

آنگاه‌ كه‌ كشورشان‌ چون‌ شعله‌اي‌ لرزان

- كوچك‌ و تنها -

به‌ تدريج‌ از رمق‌ مي‌افتاد

براي‌ آن‌ چه‌ كردند!

*  *  *

در بارة‌ لباسها

و خوابهاي‌ طولاني‌ بعدازظهر اما

هيچ‌ كس‌ نخواهد پرسيد.

به‌ مبارزة‌ سترون‌

و خواسته‌هاي‌ گيجشان

هيچ‌ كس‌ اهميت‌ نخواهد داد.

دربارة‌ شيوة‌ بشردوستانة‌ كسب‌ درآمد

و اساطير يونان‌

و باورشان از مرگ‌

از آنها پرسش نخواهد شد،

که همة اينها

كه‌ از زهدان خدای دروغ‌

زاييده‌ مي‌شود.

*  *  *

در آن‌ روز

مردمان‌ ساده‌ خواهند آمد،

آنهايي‌ كه‌ هيچ‌ جايي‌ در كتابها

و اشعار روشنفكران‌ بي‌خيال‌ نداشتند،

اما هر روز

نان‌ و شير و تخم‌مرغشان‌ را مي‌آوردند،

لباسهايشان‌ را مي‌دوختند،

اتومبيلهايشان‌ را مي‌راندند،

و از سگها و باغهايشان‌ مواظبت‌ مي‌كردند.

مردمان‌ ساده‌ خواهند پرسيد:

هنگام‌ رنج‌ ما،

زماني‌ كه‌ شادي‌ و زندگي‌ در ما مي‌پژمرد

برايمان‌ چه‌ كرديد؟

*  *  *

آن روز

روشنفكران‌ بي‌خيال‌ كشور من‌!

شما توان پاسخ‌ نخواهيد داشت!

و سرافكنده‌ و خجل‌

همچنان‌ گنگ‌ خواهيد ماند!

 

در اين روزهايي که در کشور من و شما يک کودتای نظامی (توسط سپاه پاسداران) در شرف تکوين است و در نشريات داخل ايران روزنامه‌نگاران از جان گذشتة هموطن من و شما به بهای به خطر انداختن جان خود به ما هشدار مي‌دهند و از اشغال فرودگاه و راديو تلويزيون گرفته تا نفوذ در کلية نهادهای دولتی توسط پاسداران سخن مي‌گويند، مهر شرم بر جبين اهالی قلم، استادان دانشگاه، نظريه‌پردازان و کوشندگان راه حقوق بشر خواهد ماند اگر چشم بر اين وقايع ببندند و در فکر بستن بار خويش باشند. گفت در خانه اگر کس است يک حرف بس است.


May 23, 2004
روز دوشنبه هفده ماه مه امسال گزارش سالانة وزارت امور خارجه آمريکا دربارة موارد بسيار نقض حقوق بشر در جهان منتشر شد

روز دوشنبه هفده ماه مه امسال گزارش سالانة وزارت امور خارجه آمريکا دربارة موارد بسيار نقض حقوق بشر در جهان منتشر شد. در اين گزارش چون اغلب گزارشهای بين‌المللی سالهای اخير، بخشی هم به ايران اختصاص يافته و در آن اشاره شده است که اعدامهای بدون محاکمه، سر به نيست کردن اشخاص، استفادة گسترده از شکنجه و ديگر رفتارهای تحقيرآميز و خشونت‌آميز گروههای تندرو همچنان در ايران ادامه دارد.  از جمله نکات مهم اشاره شده: ضرب و شتم دانشجويان معترض، بازداشت هزاران تن از شهروندان ايرانی، زندانی کردن روزنامه نگاران منتقد، تعطيل روزنامه‌هايي که مقاله‌ای در انتقاد از حکومت مي‌ نويسند، قتل زهرا کاظمي خبرنگار ايراني – کانادايي در زندان، اعمال  سياست تبعيض عليه اقليتهاي ديني و مذهبي از جمله يهوديان، مسيحيان، بهاييان، اهالی تسنن و صوفيان و محدود کردن حقوق کارگران با جلوگيری از آزادی تجمع و حق برگزاری اجتماعات و ايجاد تشکيلات صنفی هستند. برای پنجمين سال پياپی -با استفاده از قانون بين المللی آزاديهای مذهبی- جمهوری اسلامی کشوری که موجب نگرانی ويژه است توصيف شده.

در اين گزارش همچنين می‌خوانيم که در ماه فوريه (اسفندماه گذشته) انتخابات مجلس شورای اسلامی در ايران با ممنوعيت حضور اصلاح‌طلبان برگزار شد و اين حذف نمادي از اقدامات حکومت در تسريع سير صعودی موارد نقض حقوق بشر در سالهای ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴ ميلادي خوانده شده است.

مهمترين نکته‌ای که در اين گزارش آمده است تاکيد وزارت امور خارجه آمريکا در حمايت از تلاشهای مردم ايران برای ايجاد و نهادينه کردن آزاديها و افزايش مشارکت سياسی است که حق تعيين  سرنوشت ايران را به دست خود مردم ايران تأييد شده است. وزارت خارجة امريکا سياستهاي حقوق بشر ايران را در سازمان ملل متحد و ساير مجامع بين المللي مورد انتقاد قرار مي دهد. شيوة عمل ايالات متحده آمريکا در زمينة وضعيت رعايت حقوق بشر در ايران بر اين اساس استوار است که هر چند دولت آمريکا با جمهوری اسلامی ايران روابط ديپلماتيک ندارد، اما به تلاشهاي همه جانبه خود براي تحت فشار قرار دادن اين حکومت برای متوقف کردن تجاوز به حقوق شهروندان خود ادامه مي دهد. در بخشی ديگر از اين گزارش می‌خوانيم: پشتيبانی آمريکا از پيشنهاد کانادا برای محکوم کردن رفتار ايران در زمينه نقض حقوق بشر در سال ۲۰۰۳ پيام مهمی به ملت ايران فرستاد که جامعة بين المللی از ستمي که بر آنان می‌رود باخبر است و به حکومت ايران نيز هشدار داد که سخن گفتن دربارة مقولة حقوق بشر جايگزين عمل برای بهبود وضعيت حقوق بشر در ايران نخواهد شد.

 با اين حال، گزارش وزارت خارجه آمريکا ياد آوری می کند به دنبال وقوع زلزله در بم که بيش از ۴۰ هزار کشته بر جاي گذاشت، ايالات متحده برای تسهيل ارسال کمکهای بشردوستانه، تحريمهای وضع شده عليه ايران را به مدت شش ماه به حال تعليق درآورد، به سرعت گروههاي کمک به ايران اعزام کرد و همچنين به مدت شش ماه ممنوعيتهايي را که در مورد جمهوري اسلامي قائل شده بود لغو کرد تا بدين وسيله حسن نيت خود را در اجرای کمکهاي نوعدوستانه به سبب فاجعه اي را که در ايران رخ داده بود نشان دهد.


May 16, 2004
شما عزيزان بيننده شاهد صادق من باشيد اگر روزی اين روح شکننده‌ام در مقابل اين همه فراز و فرودی که هر لحظه با آن روبروست وا داد و به کلام خودمانی اگر روزی من دق‌مرگ شدم چرا و به چه دليل است

شما عزيزان بيننده شاهد صادق من باشيد اگر روزی اين روح شکننده‌ام در مقابل اين همه فراز و فرودی که هر لحظه با آن روبروست وا داد و به کلام خودمانی اگر روزی من دق‌مرگ شدم چرا و به چه دليل است. اين فراز و فرودهايي که هر بار به شکلی و نامی چهره می‌کنند و اين امواجي که مرا با خود بالا و پايين مي‌برند و در نتيجه و به قول مولانا هی کژ مي‌شوم و مژ مي‌شوم، دلم را چنان به آشوب می‌کشانند که ديگر نمي‌دانم به کجای اين شب تيره بياويزم/ بر و بساط خود را.

آخرينش همين روز جمعه چهارده ماه می بود که چون بسياران ديگر با اشتياق برای شنيدن سخنان شيرين عبادی برندة جايزة نوبل صلح سال ۲۰۰۳ به يو سی ال ای رفتم. يک بانوی بالندة ايرانی که در سطح جهان مطرح است و تا سال آتی که برنده‌ای ديگر بر مسند او تکيه کند، يکی از نادرترين فرصتها را برای رسانيدن پيام خود به جهانيان دارد. اين فراز کار بود. زمان فرود هنگامی می‌رسد که مي‌بينی او از اين فرصت بهره می‌گيرد و چنين مي‌کند ولی چون بازيکنی که تاکتيک کار را خوب مي‌داند حسابهايش را کرده است. آری شيرين عبادی کار خود را در همان محدوده‌ای که برگزيده به شايستگی انجام می‌دهد، ولی آن محدوده  شانه به شانة ميدان عمل بسياری از کسانی که مورد تأييد نيستند مي‌سايد. من اين حق يا اجازه را ندارم که به او يا هر کس ديگري بگويم چه بگويد يا چه نگويد. تنها اين حق و اجازه را دارم که بگويم از آنچه گفت و شنيدم غمگين شدم و از آنچه نگفت و نشنيدم غمگين‌تر. نگرشش را جهانی نيافتم که تنها کمر ستيز با امريکا را بسته بود و چشم از بسياران ديگر جوامع -از جمله ايران خودش و من وشما-  برگرفته بود و اين اندوهم را دو چندان کرد. انتقاد از شيوة عمل امريکا که تازگي ندارد! همة شهروندان اين کشور حق دارند چنين کنند و دارند چنين هم می‌کنند. همة ديگران در ساير نقاط جهان هم دارند چنين می‌کنند، در ايران همة واعظان نماز جمعه سالهاست دارند چنين می‌کنند. نکتة قابل ذکر اين است که آنکه در امريکا افشاگری مي‌کند را به قتل نمي‌رسانند، بلکه به سخنانش گوش می‌دهند و برای منتقدان سرسخت غير امريکايي نه تنها مأمور قتل نمی‌فرستند که او را دعوت مي‌کنند بيايد سخنانش را در دانشگاههای مهم اين کشور بيان کند که کاش همين شيوه در بسياری از کشورهای ديگر از جمله ميهن خودش و من و شما هم عملی بود.

از سوی ديگر در آن روز و در رويس هال يو سی ال ای شيوة عمل گردانندگان جلسه و متصديان يو سی ال ای نيز بسيار قابل انتقاد بود: به شعور بسياريمان توهين شد، بدجور توهين شد. از شيوة پخش بليط‌ها و ورود به سالن گرفته، تا گردآوری پرسشها و بردنشان به اطاقی ديگر، گزينش آنها و سپس خواندن تنها چند پرسشِ آنهم به قول گردانندة جلسه پرسشهای "آسان و ساده". در کشوری که مورد اعتراض برندة جايزة صلح نوبل است و اگر خطايي روی دهد نمايندگان مجلسش رئيس جمهور و معاون و وزير دفاع خود را زير سئوال مي‌برند، ما شاهد سانسور کردن و سرند کردن آشکار سئوالات يک برندة جايزة نوبل از سوی برگزارکنندگان جلسه بوديم. واقعا غم‌انگيز است!

ما تماشاگران و حضار هم بی ايراد نبوديم: چه آنهايي که همه جان چشم شده بودند و هر آنچه را که سخنران می‌گفت با دليل و بدون دليل مستوجب کف زدن مرتب مي دانستند، و چه آنهايي که با فريادهای نابهنگام خود – هر چند از سر درد - نگذاشتند سخنران حرف خود را به پايان برساند تا حقانيت اعتراض خود را با شايستگی ثابت کنند. در نتيجه، روز جمعه چهارده می ۲۰۰۴ در رويس هال دانشگاه يو سی ال ای کوه موش زاييد. تنها گروه ليان با دو بخش موسيقی زيبای خود خوش درخشيد و چه خوب که آنها بودند وگرنه من يکي نمي‌دانستم چه خاکی بر سر خويش بريزم. چه زيبا گفته شاملو که:

مرا ديگرگونه خدايي می‌بايست

شايستة آفرينه‌ای

که نوالة ناگزير را

گردن کج نمی‌کند

May 9, 2004
همراه با صميمانه‌ترين شادباشها به مناسبت روز مادر، با اجازة شما عزيزان امروز به سراغ مادری مي‌روم که هرچند جنينی در بطن خويش نپروراند ولی فرزندان بسياری را ياری کرد تا به پايگاه استقلال و خودکفايی برسند و امروز ديگر در کنار ما نيست

همراه با صميمانه‌ترين شادباشها به مناسبت روز مادر، با اجازة شما عزيزان امروز به سراغ مادری مي‌روم که هرچند جنينی در بطن خويش نپروراند ولی فرزندان بسياری را ياری کرد تا به پايگاه استقلال و خودکفايی برسند و امروز ديگر در کنار ما نيست.

رد پاي ملت‌ها و قوم‌ها را در گورستانهايي که هزاران سال بعد از حضورشان در خطه‌ای کشف می شود، می توان پيدا کرد و به شناختی هر چند ناکامل دربارة آنان دست يافت. سالها بعد هنگامی که رهگذری کنجکاو پايش به خيابانهای شهر فرشتگان برسد، به هر يک از گورستانهای اين شهر که برود در وست وود مورچوئری، در ادن مموريال، در فورست لان و بسياری ديگر خواهد فهميد که در اواخر قرن بيستم و اوايل قرن بيست و يکم گروهی از مهاجرين در اين شهر زندگی مي‌کردند که در ميان خود شمار زيادی از هنرمندان، فرهنگيان، دانشگاهيان و نخبگان کوشندگان سياسی و مبارزان خستگی ناپذير جلای وطن کرده يا فرار کرده از زندان جمهوری اسلامی را داشتند که شمع وجود بسيارانشان زودرس خاموش شد.  سنگ‌نوشته‌های آرامگاههای ابدی اينان درگورستانهای لوس‌آنجلس، برلين، پاريس، و لندن و شهرهای ديگر راويان اين رويداد بزرگ تاريخی‌اند.  آنقدر زيادند که شمردن نام همگيشان کار ساده‌ای نيست ولی به ياد آوردنشان قلب را به درد مي‌آورد.

در کتاب آفرينش آمده است که حضرت يوسف به فرزندان خود وصيت کرد که هرگاه از پراکندگی (داياسپورا) نجات يافتند، هنگام خروج از نخستين پراکندگی بزرگ خود استخوانهای او را که در سرزمين مصر به امانت گذاشته شده همراه ببرند تا در خانه‌اش کنعان به خاک سپرده شوند.  در روز بازگشت ما ايرانيان از اين پراکندگی بزرگ چه کسی، چگونه و از کجا همة استخوانهای به امانت گذارده شدة بزرگان قوم را به خاک ميهن برخواهد گرداند؟  يکی دو تن نيستند که! بار نسل بعدی ما بس سنگين است که همة اينان چون عزيز مصر خواسته‌اند استخوانهايشان به خاک وطن برگردانده شود. همة آنهايی که در تبعيدگاه خود زندگی موقت کردند و مرگشان نيز نقطة پايان نبود.

و آخرينشان سوسن، گل‌اندام قصر شيرينی خودمان، نام آشنای کوچه و بازار، بانوی ريز نقش چشم تنگی که همة معيارهای رايج موسيقي را شکست و دريچه‌ای دل‌انگيز به منظرگاهی که اساتيد و بزرگان ادب و هنر سالهای سال چشم بر آن بسته بودند گشود.

می‌خواهی در بيان اندوهي که مرگ سوسن با خود همراه آورده است بنويسی:

 افسانة حيات دو روزی نبود بيش/ آنهم کليم با تو بگويم چسان گذشت

ولی به قلمت می آيد که:

چه بد کردم که دل بر تو بستم

خودم کردم که لعنت بر خودم باد

در بيان غربت سنگينش می خواهی بنويسی:

نه ماه فسون نه مهر جادو کرد

لعنت به سفر که هر چه کرد او کرد

ولی به قلمت می آيد که

بستی تو چون بار سفر از خونة ما

خاموش و سرده اين کاشونة ما

در بيان حالش می خواهی بگويي:

جگر دريده چون گل را، به کدام شاخه آويزم

به کدام سبزه بنشينم، زکدام پشته برخيزم؟

ولی قلم مي‌نويسد:

بگو ای غم سرايي جز دل من/ چنين مخروبه آيا ديده بودي؟

و بالاخره می خواهی بنويسی:

آن زلزله‌ای که خانه را لرزاند، گفتن نتوان که با دلم چون کرد ولی از قلم می‌ترواد:

آخ به دلم، واخ به دلم، يه کارد سلاخ به دلم

May 2, 2004
گاهی اوقات کلمات از چهار چوب معينی که رايج زبان است خارج می‌شوند و جان و توانی پيدا می‌کنند که بس بزرگتر از خودشان می‌شود و ابعادی فراتر از باور می‌يابند

گاهی اوقات کلمات از چهار چوب معينی که رايج زبان است خارج می‌شوند و جان و توانی پيدا می‌کنند که بس بزرگتر از خودشان می‌شود و ابعادی فراتر از باور می‌يابند. يکی از اين واژه‌ها که من با آن بسيار مشکل دارم چيزی است به‌نام اتحاد. شما هم اين کلمه را بسيار شنيده‌ايد. اگر هم قرار بود به سبک و روال آن دوران انشايي اندر فوايد اتحاد بنويسيم چنين آغاز می‌کرديم که البته بر همه واضح و مبرهن است که اتحاد چيز خوب  و واجبی است. ولی من مي‌بينم نه والله گاه نه چيز خوبی است و نه آنقدرها چيز واجبی. چه آن زمان که از اتحاد کشورهای مختلف برای تعيين سرنوشت کشور يا ملتي ديگر سخن مي‌رود، چه آن هنگام که در داخل يا خارج يک کشور از اتحاد نيروهای مخالف حرف زده مي‌شود و چه آن وقتی که در درون يک گروه و دسته تنی چند متحد مي‌شوند يعنی با هم مي‌سازند تا برای ديگری پاپوشی درست کنند و يا برايش آنگونه که در فرهنگ ديرپای ما ايرانيان سابقه دارد برنامه‌ای پياده کنند. اصلا بيشتر مواقع نتيجة اتحاد ميتواند فاجعه آفرين باشد همانطور که در انقلاب ايران بود و شد. نيروهای مخالف با هم ساختند تا دمار از روزگار ملت ايران در آورده شود. آدم ياد آن داستانی مي‌افتد که کسی داشت خربزه را با عسل مي‌خورد، مصلحی گفت نخور که اين دو با هم مثل نمي‌سازند! محل نگذاشت و خورد، به دل دردی شديد مبتلا شد. سرزنش کرد که گفتم نخور با هم نمی‌سازند. پاسخ داد اتفاقا با هم ساخته‌اند و دارند پدر مرا در مي‌آورند!

اصلا لطف و حسنی که در گوناگونی، کثرت انديشه و نگرش، باورهای متفاوت است هرگز در يکسانی و نگرش يک بعدی و قالبی وجود ندارد. علاوه بر اينکه بيشتر آنانی که دم از اتحاد می‌زنند منظورشان حتما اين نيست که انسانهايی که انديشه‌های محتلف دارند به پيروی از زيباترين ويژگی يک انسان پيشرفته و آزادة امروزی رواداری و تحمل سرلوحة هنجارهايش باشد بلکه اين است که با من متحد شو تا يادت دهم چگونه چون من بينديشی و چون چنين کردی در سلک خوديها راهت خواهم داد وگرنه با ديگری متحد مي‌شوم تا ترا سر جايت بنشانم.

گاه نيز کسانی هستند که در نهايت حسن نيت خواهان اتحاد گروهها و افراد هستند، مثلا آنهايي که وجود شمار زياد راديو و تلويزيون‌های ايرانی در خارج از کشور را نمی‌پسندند و مرتب خواهش و تمنا می‌کنند که رسانه‌ها با هم متحد شوند. اينها افراد کم حوصله، نگران و مضطرب و گاه نيز شکاک هستند. کسانی که نگرانند در پس هر حرکتی هر چند ناچيز يک توطئة جهانی خوابيده باشد. در نتيجه سادگی و راحتی را بيشتر دوست می‌دارند. من که بر اين باورم که هر چه روزنامه و نشريه و راديو و تلويزيون بيشتر شود بهتر است و نشانة اين امر که داريم برای پذيرش فضايي دمکراتيک تمرين می‌کنيم. خوب قواعدش را هنوز به خوبي بلد نيستيم ولی ايرادی ندارد در رهگذر تمرين و خطا نه متحدا که به اتفاق ياد مي‌گيريم.  خواجه شيراز هم گفته است "آری به اتفاق جهان می توان گرفت" می‌دانسته که به اتحاد عراق را هم نمي‌توان گرفت.



2008
2007
2006
2005
   2004
 
  December
  November
  October
  September
  August
  July
  June
   May
  April
  March
  February
  January
2003
2002
2001
2000
1999
1998
1997
يادواره‌ها
Archive: English
Publications

Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

   Copyright © 2005 HomaSarshar.com . All Rights Reserved.




Designed & maintained by

Web Design & Development Solutions