امروز
سالگرد فاجعة
دهشتناک
يازدهم
سپتامبر است،
روزی که سرآغاز
وحشت بزرگ روی
کرة زمين شد و
در پی آن امنيت
از جهان رخت
بربست. در آن
روز فاجعه
کمتر کسی فکر
ميکرد که
پيامد اين
رويداد تا اين
حد گسترده
باشد. هر چند
حملات تروريستی،
اين پديدة
اواخر قرن
بيستم کم و
اندک نبودند
ولی يازده
سپتامبر چيز
ديگری بود. من
بر اين باورم
که در پی اين
حادثه آنچه دچار
لرزش و تزلزل
بزرگی شد
روحية جمعی ما
انسانها بود و
اميدی که به آيندة
جهان بسته
بوديم. برای
کسانی که اصولا
انسانهای
زياد خوشبينی
نيستند هم ديگر
نورعلینور
شد. اينان احساس
ميکنند خلع
سلاح شدهاند
و خواب راحت
از چشمانشان
رفته است. هر
چه هم که ميگذرد
انگار اوضاع و
احوال بدتر میشود.
عجيب و دردآور
اين که طبيعت
هم دست به دست انسانهای
بدانديش داده
است و دارد
دمار از
روزگار همه
درميآورد. راستش
را بگويم با
وجود همة اين
مسائل دلم میخواهد
خوشبين باشم،
میخواهم
برای شما از
خوبيها
بگويم، میخواهم
سرود نشاط و
شادی سر کنم، و
دل به تابش
آفتاب زندگیبخش
بدهم ولی
چگونه؟ مگر
لحظهای هست
که خبری و
فاجعهای
گوشهای از
دنيا را تکان
ندهد؟ میگويند
تا «ريشه در آب
است اميد ثمری
هست» ولی
هنگامی که
رويدادها
باعث ريشهکن
شدن انسانها و
شهرها و
کشورها میشود
کدام آب و کدام
ثمر؟ گاه به
هنگام
استيصال گفتة
رايجی را بکار
میبريم و میگوييم
«فلک هم جلودار
فلان کار
نيست». حالا که
خود فلک در
چنين سراشيبی
افتاده و با
چنين سرعتی در
حرکت است که
جلودار فلک
تواند بود؟ در
عجبم.
از يک
سو گاه دلم
برای دوران
قبل از
ماهواره و تلويزيون
و اينترنت تنگ
میشود چون تا
اين حد مورد
هجوم خبرهای
بد و ناگوار
نبوديم، از
سوی ديگر به
خود نهيب میزنم
که معنی نديدن
و ندانستن اين
نيست که همه
چيز خوب است.
اميدوارم
در اين روز
تعطيل خيلی
حالتان را نگرفته
باشم. ولی
گمانم شما
ياران هم به
حکم الفت
ديرينهای که
با من داريد
با اين بالا و
پايين رفتنهای
احساسی من هم
آشنا هستيد و
ديدهايد که
چند
روزی ترک آن
نامهربان
خواهيم کرد
طاقت
او را و خود را
امتحان خواهيم
کرد
يا به
دل کندن ز
دستش جان رها
خواهيم کرد
يا به
جان کندن دلش
را مهربان
خواهيم کرد
در
نتيجه
بگذاريد قبل
از آنکه خيلی
نک و نال کنم
نهيبی به خود
و ديگرانی که
از اين همه
آشفتگيهای
گوناگون گيج
شدهاند بزنم
و بگويم: بار
ديگر برای ما
ايرانيان يک فرصتی
تاريخی رو کرده
است که بايد
از آن به
بهترين شکل
بهرهبرداری
کنيم و آنرا
از دست ندهيم:
فرصت اعتراض
به حضور محمود
احمدینژاد رئيس
جمهور اسلامی در
سازمان ملل
متحد روز
چهاردهم
سپتامبر آنهم با
صدای بلند و
تعداد زياد. به
خاطر اين
مسئوليت هم
شده بايد غبار
اندوه از قلب
و چهره بزاييم
و از نو از جا
برخيزيم که
يکی از
هواخواهان
دهشتآفرينی
و به بيان
ديگر يکی از
مسببين يازده
سپتامبر در
راه است. به
گروههای
مبارز
بپيونديم و به
هر وسيله که میتوانيم
در اين حرکت
اعتراضی
گروهی مشارکت
کنيم.