چه مرگ و
چه مرگي! - :
سرود و درود
است... (سيمين
بهبهانی)
غمگينم،
بسيار زياد.
نگرانم بيشتر.
شرمسارم از
نام انسان که
برخود نهادهايم.
زبان گويا
برای بيان
ندارم جز
اينكه با جنگ،
به هر دليل
و بهانهاي،
سخت مخالفم.
در تاريخ
ديرپاي
بشريت، آنقدر
كه در بارة
نفرت از جنگ
و عشق به
صلح و آزادي
رساله و كتاب
و مقاله
نوشته شده،
در بارة هيچ
چيز ديگري
سخن نرفته
است. دوگانگي
در اين است
كه آزادي و
صلح - اين
آرزوي بس
دور و دستنيافتني
بشر- به دست
خودِ وي در
قلههاي
رفيع به
زنجير كشيده
شده يا بسان
پرندهاي در
قفس مانده
است. ما خود
آزادي را به
زندان انداختهايم
و چون
بوتيمار - كه
در حسرت
نوشيدن آب
در ساحل دريا
تشنهلب مينشيند-
در حسرت
آزادي ميميريم
و گامي براي
دسترسي به
آن برنميداريم.
جنگ بين
اسرائيل و حزبالله
لبنان، در چند
روزي كه
گذشت، با
گسترش حملات
دو طرف به
شهرها ومناطق
مسكوني
يكديگر،
بدجور شدت
گرفته است.
در چهرة
بيشتر كساني
كه ميشناسي،
ترس ووحشت،
نگراني و
دلهره و غم
و اندوه سايه
افكنده است.
سربازان و
جوانان و
مردم بيگناه كشته
ميشوند و خون
گرمشان تنور
جنگ را داغ
نگاه ميدارد.
جنگ، چه
كلمة وحشتناكي!
چه پديدة
غير انساني و
غير قابل
قبولي! جنگ
تنها كوتهبينان
جاهطلب را
خوش ميآيد.
جنگ تنها
نوجوانان و
جوانان را،
به دليل
جسارتي كه
منطق و فكر و
آيندهنگري
پشتش نيست،
بهسوي خود
جلب ميكند.
وگرنه چرا
ارتشهاي
جهان و
گروههای
تروريستی
بيشتر متشكل
از جوانان
است ؟ غير از
اينكه جز در
اين سنين نميتوان
انسانها را،
به بهانة
ظاهرفريب
پيروزي و
آرمان و بهشت
و خاک به
كشتن داد و
به كشتار
وادارشان
كرد؟ منِ
مادر، كه در
تمام دقايق
و لحظات
زندگي
فرزندم،
آدمكشي و
تجاوز و
زورگويي را
برايش نفي
كردهام و آن
را گناهي
غيرقابل
بخشش خواندهام،
چرا بايد با
اتكا به يك كلمه
- يعني جنگ -
همة اين
ارزشها را
تغيير دهم؟
اگر آدمكشي،
در شهري كه
زندگي ميكنيم،
جنايت است و
محكوميت آن
اعدام،
چگونه
آدمكشي در
شهر ديگر و
كشور ديگر
قهرماني ميشود
و پاداش ميطلبد؟
اگر تجاوز به
حقوق
همشهريهايت
مجازاتهاي
گوناگون
دارد، چرا
تجاوز به
حقوق مردم
كشور ديگر اجر
عقبی و اخری
دارد؟ يعني
با استفاده از
برچسب جنگ
ميتوان اين
چنين راحت و
ساده باورها
را تغيير داد؟
آدمكشي
به هر صورتي
جنايت است،
تجاوز در هر
شكلي مردود و
زورگويي به
هر گونهاي
محكوم. من
اين دستاويز
و بهانه را،
كه بر آن
نام جنگ
گذاردهاند،
نميتوانم
بپذيرم.
در ميدان
و جبهة جنگ،
هيچكس
پيروز نيست،
که همه قربانیاند.
اگر كاري
بايد بشود،
ريشهكن
كردن جنگ در
روي زمين
است كه آن
هم خوشباوري
سادهلوحانهاي
است.
سخنانی را
که با شعر
پرمغز سيمين
بهبهانی آغار
کردم با گفتة
نغز ماتيو
آرنولد به
پايان میبرم:
زيرا
جهاني كه
در برابر
ما به صورت
سرزمين
رؤياها
گسترده است
- با اين
همه
گوناگوني و
تازگي -
به راستي
نه شادماني
دارد، نه
محبت و نه
روشني،
نه يقين،
نه آرامش و
نه تسكيني
براي رنج.
ما در آن،
كه چون
بياباني
ظلماني است،
دستخوش
امواج
فزايندة جنگ
و گريز هستيم.
July 16, 2006 روزهای جمعه
14، شنبه 15 و
يکشنبة 16
جولای يعنی
امروز، شماري
از ايرانيان
ساکن شهرهای
مختلف جهان از
جمله تهران،
پاريس، کلن،
برلين، استکهلم،
نيويورک و
واشنگتن
مونترآل،
سنخوزه و سيدنی
استراليا، در
پاسخ به
فراخوان اکبر
گنجی در يک
اعتصاب غذای
سه روزة
نمادين ب
روزهای
جمعه
۱۴
،
شنبه
۱۵
و يکشنبة
۱۶
جولایيعنی
امروز، شماري
از ايرانيان
ساکن شهرهای مختلف
جهان از جمله
تهران،
پاريس، کلن،
برلين،
استکهلم،
نيويورک و
واشنگتن
مونترآل، سنخوزه
و سيدنی
استراليا، در
پاسخ به
فراخوان اکبر
گنجی در يک
اعتصاب غذای
سه روزة
نمادين با وی
همراهی کردند.
گنجی روزنامهنگار
سرشناس منتقد
رژيم کنونی
ايران و يکي
از زندانيان
سياسی جمهوری
اسلامی است که
شش سال زندانی
بودن و اعتصاب
غذاهای متعدد
و طولانيش با
پشتيبانی
يکپارچة همة
کوشندگان
سياسی و حقوق
بشری خارج از
کشور، توجه
بسياری از
جهانيان به
اين معضل بزرگ
ايران جلب شد.
به خواستة او
اين اعتصاب
غذا برای
آزادی افرادی
از سه جنبش
مختلف يعنی
منصور
اصانلو، از
رهبران جنبش
کارگری، رامين
جهانبگلو، از
جنبش
روشنفکری، و
علی اکبر
موسوی
خوئينی، از
جنبش
دانشجويی،
برگزار شد. در
تهران
نيزحدود صد تن
از
دانشجويان،
کوشندگان
حقوق بشر و
روشنفکران با
همين هدف دست به
اعتصاب غذا
زدند و اعلام
کردند که
اعتراض آنها
به بازداشت
تمامي فعالان
سياسي و
مطبوعاتي در
طول اين
سالهاست.
در
خبرها آمده
است که اين
پيشنهاد گنجي
با پشتيبانی هزار و
دويست نفراز طيف
های مختلف در
داخل و خارج
ايران مواجه
شده است. در
نخستين روز
اين اعتصاب يعنی
جمعه
۲۳
تيرماه اکبر
گنجی، همراه
با چند تن از
هواداران خود
در مقابل
ساختمان
سرويس جهانی
بی بی سی در
مرکز لندن
حاضر شد و گفت
هدف او از اين
اقدام آزادی
زندانيان
سياسی است که
بدون اعلام اتهام
در ايران در
زندان بسر می
برند، و در
عين حال جلب توجه
جهانی به
مسئله نقض
حقوق بشر در
ايران.
ناظران
سياسی بر اين
باورند که
بازداشت اين سه
نفر میتواند
بخشی از موج
جديد سرکوب
سياسی
کوشندگان
توسط نيروهای
انحصارطلبی
باشد که قدرت
را در دست
دارند. همچنين
دولت می خواهد
بدين وسيله از
روشنفکران،
افراد تحصيلکرده
و دگرانديشان
انتقام بگيرد
و اخبار مربوط
به فعالان
سياسی بايکوت
خبری می شود.
اکبر
گنجی در آخرين
ماه های حبس
خود، به صراحت،
آيتالله علی
خامنهای،
رهبر جمهوری
اسلامی را
مورد انتقاد
قرار داد و
خواستار
کناره گيری وی
از قدرت شد و
به همين دليل
برخی از
مخالفان پشتيبانی
از گنجی بر
اين باورند که
اوتنها با پديدة
ولی فقيه
مخالف است و
با رژيم
جمهوری اسلامی
مشکلی ندارد.
دراين
زمينه، به
باور من زمانی
که موضوع زندانيان
سياسي مطرح
است همة
ايرانيان
بايد بدون توجه
به طرز فکر
آنهايي که
چنين واکنشی
را انجام میدهند
و در عين
باورمندی به
آرمانهای خود
در اعتراض همصدا
شوند وبه هر
شيوة ممکن
براي تامين
آزادي زندانيان
سياسي در
ايران فعاليت
کنند. با آرزوی
موفقيت برای
همة کسانی که
رها از تعلقات
حزبی و آرمانی
در جهت از بين
بردن اينگونه
ستمها کوشش میکنند.
July 2, 2006 روز
پنجشنبه، 29
ماه ژوئن برای
نخستين بار
رای گيری
انتخابات
پارلمانی
کويت با حضور
زنان به عنوان
انتخاب کننده
و انتخاب
شونده، برگزار
شد
روز
پنجشنبه،
۲۹
ماه
ژوئن برای
نخستين بار
رای گيری
انتخابات پارلمانی
کويت با حضور
زنان به عنوان
انتخاب کننده
و انتخاب
شونده،
برگزار شد.
بيست و هشت نامزد
زن در کنار
دويست و پنجاه
نامزد مرد برای
به دست آوردن
پنجاه کرسی
مجلس اين کشور
با هم به
رقابت
پرداختند.
هر چند
نتايج شمارش
آرا نشان از
اين داشت که
هيچيک از
نامزدهای زن
به مجلس
قانونگزاری
کويت راه
نيافتند اما
اين گام بزرگی
بود که در
منطقه و يک
کشور عربی به
سود زنان
برداشته شد و
با وجود تعداد
قابل توجه
اصلاحطلبان
که به مجلس
رفتند، اميد
ميرود در
آينده راه
برای زنان
کويتی و
دستيابی به
حقوق بيشتر
باز شود. البته
باعث تاسف است
که در حاليکه
حدود ۵۷
درصد از کل
رایدهندگان
واجد شرايط را
زنان تشکيل میدادند،
هيچيک از
کانديداهای
زن نتوانستند
اکثريت آرا را
بهدست آورند.
زنان
کويتی در ماه
می سال گذشته
موفق شدند برای
نخستين بار به
پای صندوقهای
رای بروند.
ناظران سياسی
بر اين باورند
که عدم موفقيت
زنان در راه
يافتن به
پارلمان کويت
به اين دليل
بود که زنان
فرصت کوتاهی
برای آماده
شدن برای
انتخابات
داشتند چون
امير کويت
تنها پنج هفته
پيش فراخوان
برگزاری
انتخابات
پارلمانی را
داد و زنان
فرصت کافی
برای تبليغ و
معرفی خود پيدا
نکردند
با وجود
اين، به باور
من نبايد
نااميد بود و
کسب حق رای
برای زنان
کويتی را بايد
استقبال کرد
که حرکت در
سطح جهان بسوی
دمکراسی است.
گاه نيز جز
حرکت گام به
گام در جهت
تغييرات
اساسی چارة
ديگری نيست.
اکنون با حضور
فعال زنان
کوشندة سياسی
در صحنه سياست
داخلی اين
کشور میتوان
به تحولاتی
چشمگير دل بست
که راهيابی زنان
را به مجلس
قانونگزاری
هموارتر سازد.
البته اگر
اصلاحطلبان
کويتی مثل
اصلاحطلبان
ايرانی توزرد
از آب
درنيايند.
در
اميرنشين
کويت آنگونه
که از تبليغات
انتخاباتی
برميآمد،
فساد و تخلف و
رشوهخواری
آنچنان رايج و
زياد است که
اگر فکری به حال
آن نشود،
آيندة اين
کشور کوچک را
به خطر خواهد
انداخت. در
نتيجه انتظار
میرود دولت
کويت تحت فشار
بيشتری برای
انجام اصلاحات
سياسی در اين
کشور و دادن
حقوق بيشتر به
زنان قرار
گيرد و برای
نجات خود و
کشور کاری
بکند. و اين
حرکت بطور قطع
در
اميرنشينها و
کشورهای
همساية کويت
به ويژه
عربستان
سعودی - که
زنان آن کشور
از کمترين
حقوق اولية يک
شهروند محروم
هستند - اثر
مثبت خواهد
گذاشت.
بگذاريد به
اين تئوری
اميدوار
باشيم.