Homa Sarshar
 
 Home Works Biography Photos Archive Links Contact

Articles - Year 2007                                     Works >> Publications

December 16, 2007
دفتر يونسکو ( سازمان آموزشی ، علمی و فرهنگی وابسته به سازمان ملل متحد ) در پاريس، به پيشنهاد کشور ترکيه، سال 2007 را به مناسبت هشتصدمين سال تولد مولانا جلال‌الدين محمد بلخی، سال رومی خوانده است

دفتر يونسکو ( سازمان آموزشی ، علمی و فرهنگی وابسته به سازمان ملل متحد ) در پاريس، به پيشنهاد کشور ترکيه، سال ۲۰۰۷ را به مناسبت هشتصدمين سال تولد مولانا جلال‌الدين محمد بلخی، سال رومی خوانده است. روز گذشته، يعنی شنبه ۱۵ دسامبر سالروز مرگ او بود که در همان کشور ترکيه عارفان اين سرزمين آنرا شب عروسی مولانا می‌خوانند چون بر اين باورند که مولانا به گفتة خود از مردن کم نشده که تازه به وصال معشوق هم رسيده است.

سرِ سخن گفتن از مولانا را ندارم که بضاعتم در اين زمينه مزجات است و سخت ناتوانم. ولی می‌خواهم از نکتة ديگری بگويم که خيلی شخصی است و نيازی هم به آگاهی وسيع ادبی و عرفانی دربارة کارهای مولانا ندارد.

در سالی که گذشت، قال و مقال‌های فراوانی در سراسر جهان و طی نشستهای بی‌شمار بين صاحب‌نظران و تئوری‌پردازان در گرفته بود – که همچنان هم ادامه دارد – يکی اينکه مولانا متعلق به کدام کشور است؟ و آن ديگر اينکه آيا مولانا انسانی مذهبی بوده است يا نه؟ در همة اين بحث‌ها هم استدلالها قوی بودند و هم رگ گردنها از تعصب برآمده که بی‌شک شما هم چون من شاهد برخی از آنان بوده‌ايد. ولی نمی‌دانم چرا هيچ يک از اين دو مقوله براي من جذابيتی ندارد و جايي برای چنين بحث و جدل‌هايي هم نمي‌يابم.

مولانا يا رومی که خود در اشعار، بينش و نگرشش به جهان تکليف همه را روشن کرده است که به زمان و مکان و ايمان و بيان بدون رنگ تعلق و بدور از تعصب و بند اسارت می‌انديشد و شهروند جهان ديروز و امروز و فرداست. اقيانوس پهناور و سرچشمة نوری است که هر کس مي‌تواند به اندازة درک خود کاسة دلش را از آب زلال انديشة او و دريچة چشمانش را از تابش نور او پر کند. هر آنگونه که دوست دارد. و اين دعوا و جنگ نمی‌طلبد.

حرف من اينست که چنين گوهری بايد بر همه بتابد و همه سخن نغزش را بشنوند. برای ما ايرانيان همين شادی و بالندگی بس که او انديشه‌اش را بر مرکب راهوار زبان فارسی سوار کرده است و مائيم که بدون واسطة مترجم آنچه از قلم پرتوانش بر کاغذ جاری شده است را مي‌خوانيم.گمان دارم که کلمن بارتز، نيکلسون و بسياران ديگر اين بختياری را نداشتند، هرچند از من و شما بهتر مولانا را می‌شناختند. حرف من اينست که اشعار رومی را هم مي‌توان با رقص و آواز و شراب خواند و لذت برد و هم آنکه دوست دارد می تواند با اذان و قرائت قرآن به سماع بپردازد. هيچيک از اين دو انديشه جا را برای ديگری تنگ نمی‌کند. و سخن آخر اينکه آنچه را که داری می‌توانی به ديگران هديه کنی، آنچه را که نداری چگونه خواهی بخشيد؟ پس هم خود لذت مولانا و رومی و مولوی را بر و هم به جهانيانش بده. او که خود نه از شرق است و نه از غرب و هم از شرق است و هم از غرب. و چه لذتی از اين بالاتر.

 

December 9, 2007
روز 6 آذرماه 1373 )سيزده سال پيش( يک خبر ايرانيان داخل و خارج از وطن را تکان داد: خبر اين بود که علي‌اکبر سعيدی سيرجانی نويسنده، پژوهشگر، شاعر و طنزنويس بلندآوازة ايرانی بعد از نزديک به هشت ماه و نيم اسارت در زندان جمهوری اسلامی به قتل رسيده است

روز ۶ آذرماه ۱۳۷۳ )سيزده سال پيش( يک خبر ايرانيان داخل و خارج از وطن را تکان داد: خبر اين بود که علي‌اکبر سعيدی سيرجانی نويسنده، پژوهشگر، شاعر و طنزنويس بلندآوازة ايرانی بعد از نزديک به هشت ماه و نيم اسارت در زندان جمهوری اسلامی به قتل رسيده است. بازپرسان طی اين مدت جان سعيدی را تحت فشار سخت‌ترين شکنجه‌های جسمی و روحی از او ستاندند. دردناک‌تر اينکه فرصت ديدار همسر و فرزندانش را هم برای هميشه از او گرفتند بطوريکه هيچکس از ۲۲ اسفند ۱۳۷۲ که او را به جرمهای ساختگی سياسی و اجتماعی توقيف کردند تا روزی که خبر مرگش را اعلام کردند او را نديد.

سعيدی ولی همواره چون سروی سربلند نوشت و گفت و باور داشت که:

 به يکباره جان در ستم سوختن / مرا بهتر از با ستم ساختن

وی در پائيز ۱۳۷۰ در کتاب «ته‌بساط» با آگاهی کامل از آنچه ممکن است روزی بر سرش بيايد می‌نويسد: «... اما به يک نکته اعتقاد دارم و آن بی‌ارزشی زندگی آدميزاده است در مقابل آزادی و آزادگی. و اکنون که نوای خوش الرحمن در گوش جانم پيچيده است و صلای راحت‌بخش ارجعی بر سوق وصالم افزوده، اميدوارم در حفظ اين عقيده تا واپستين لحظات زندگی ثابت قدم بمانم» در روزهای پر درد حبس،به نوشتن نامه‌هايي می‌پردازد که تک تکشان در ادبيات مقاومت غير خشونت‌آميز جايي بس والا دارند.

مبارز بالندة تاريخ معاصر ايران در نامه‌اش به خامنه‌ای ولی فقيه می‌نويسد: «آدميزاده‌ام، آزاده‌ام و دليلش همين نامه که در حکم فرمان آتش است و نوشيدن جام شوکران. بگذاريد آيندگان بدانند که در سرزمين بلاخيز ايران هم بودند مردمی که دليرانه از جان خود گذشتند و مردانه به استقبال مرگ رفتند.»

در نامة بسيار مشهور وماندگارش «بازجوی عزيزم» که پر از کنايات رازگونه است – آنچه ويژگی سيرجانی بود - خطاب به شکنجه‌گرش ‌می‌نويسد:

«...اگر ‌خواستيد محاکمه‌ام کنيد نگوييد به جرم ترياک و به جرم ارتباط با عوامل ساواک و سيا، به جرم مسائل سوء اخلاقی، به جرم تعهد به ساواک، به جرم تأييد شاه، به جرم تأييد بقايي و ارتباط با او، به جرم تماس با سلطنت‌طلبان، فراماسونها و صيهونيستها، اينها را نگوييد که دفاعی ندارم. فقط بگوييد سعيدی اتهامش فراموشی بود، فراموشی وجدان که همة اتهامات را در برگيرد.»

سعيدی سيرجانی نخستين قربانی اين رژيم نبود و تا چنين رژيم خودکامه‌ بر سر کار است آخرين آنهم نخواهد بود.

به مناسبت هفتاد و ششمين زادروز بزرگمردی که نماد شجاعت و شهامت بود و پرچمدار مبارزه و کشتة راه آزادی و قلم نکته‌سنج و معترضش و نادره‌ای از آزادگان ساعت ۳ تا ۶ بعدازظهر يکشنبه نهم دسامبر از سوی دخترش سايه سيرجانی، فصل‌نامة ره‌‌آورد و کتاب گويا يادواره‌‌ای برای سعيدی سيرجانی در فاکولتی سنتر دانشگاه يوسي‌ال‌ای تدارک ديده شده است که در آن جز از وی سخن نخواهد رفت. يادش جاودانه گرامی باد.



2008
   2007
 
   December
  November
  October
  September
  August
  July
  April
  March
  February
  January
2006
2005
2004
2003
2002
2001
2000
1999
1998
1997
يادواره‌ها
Archive: English
Publications

Home Works Biography Photos TV & Radio Show Links Guest Book Contact

   Copyright © 2005 HomaSarshar.com . All Rights Reserved.




Designed & maintained by

Web Design & Development Solutions